﻿<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<rss version="2.0">
  <channel>
    <title>نگاهی به اقتصاد ایران</title>
    <description>mradeli's description</description>
    <link>http://mradeli.persianblog.ir/</link>
    <copyright>PersianBlog</copyright>
    <managingEditor>محمدرضا عادلی</managingEditor>
    <lastBuildDate>Wed, 29 Sep 2010 14:54:06 GMT</lastBuildDate>
    <docs>http://backend.userland.com/rss</docs>
    <generator>PersianBlog</generator>
    <item>
      <title>شاخص توان رقابت اقتصاد ایران</title>
      <description>&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
&lt;div id="postbody"&gt;&lt;span&gt;
&lt;table style="width: 100%;" border="0" cellspacing="1" cellpadding="2"&gt;
&lt;tbody&gt;
&lt;tr&gt;
&lt;td class="MarginL" align="right" valign="top"&gt;&lt;span class="NewsPage_Khabar_Matn"&gt;
&lt;p dir="rtl" align="justify"&gt;پس از 20 سال از انتشار گزارش جهانی توان رقابت بالاخره در ماه جاری میلادی و در گزارش سال 11-2010 برای نخستین بار نام و اطلاعات ایران نیز در این گزارش درج شد و شاخص توان رقابت ایران محاسبه و اعلام گردید. در گزارش سال 11-2010 مجمع جهانی اقتصاد رتبه توان رقابت 139 کشور محاسبه شده که 7 کشور از جمله ایران برای نخستین بار در آن وارد شده اند (آنگولا، لبنان، مولداوی و رواندا نیز در این سال اضافه شده&amp;zwnj;اند). بر اساس این گزارش اقتصاد ایران با کسب امتیاز کلی (14/4 از هفت) رتبه 69 را به خود اخصاص داده است. در این گزاش سوئیس، سوئد، سنگاپور، آمریکا، آلمان و ژاپن شش کشور برتر از جهت قدرت رقابت اقتصادی&amp;zwnj;اند و کشور چاد در آخر فهرست قرار دارد. شاید بسیاری از خوانندگان ارجمند از اساس ندانند که این گزارش چیست، چه اهمیتی دارد و محتوای ارزیابی آن نسبت به ایران چگونه بوده است؟&amp;nbsp;&lt;br /&gt;این مجموعه جزء مهمترین گزارشهای مجمع جهانی اقتصاد (World Economic Forum) است که از ابتدای دهه 1990 هر ساله منتشر شده و بر اساس یک شاخص ترکیبی (بیش از 80 متغیر کمی و کیفی اقتصادی) رتبه کشورهای جهان را در زمینه رقابت&amp;zwnj;پذیری اقتصاد محاسبه می&amp;zwnj;کند. اهمیت این گزارش از آنجاست که تا دهه 80-1970 میلادی چنین گمان می&amp;zwnj;شد که می&amp;zwnj;توان با اتکاء صرف به شاخصهای کلان از جمله نرخ رشد اقتصادی، درآمد سرانه، نرخ تورم، بیکاری، تراز تجاری و... درباره توانمندی یک اقتصاد ملی و مقایسه کشورها با یکدیگر قضاوت نمود. اما به مرور ضعف شاخصهای کلان برای نمایش واقعیت&amp;zwnj;های پیچیده درون اقتصادها روشن شد. از این رو هم مدیران کسب و کار و هم مجامع بین&amp;zwnj;المللی در جستجوی نماگرهای دیگری بودند که بتواند قوت و ضعف اقتصادی کشورها را نسبت به یکدیگر به نحو جامعتری مقایسه نماید. همچنین قادر باشد با توجه به بسترها و نهادهای هر کشور، فراز و فرود اقتصادها را پیش از وقوع گزارش نماید.بنابراین از اواخر دهه 1980 به طور همزمان برخی نهادهای بین&amp;zwnj;المللی مانند موسسه توسعه مدیریت (IMD) و مجمع جهانی اقتصاد دست به کار تدوین یک شاخص ترکیبی شدند. به زودی مزیت&amp;zwnj;های شاخص مجمع جهانی اقتصاد نسبت به شاخصهای دیگر آشکار گردید و بسیاری از مدیران و همچنین سیاست&amp;zwnj;گذاران برای ارزیابی شرایط آینده اقتصادها، گزارش مجمع جهانی را مرجع خود قرار دادند. این شاخص بدون توجه به بزرگی یا کوچکی اقتصادها، برآوردی از بسترهای تولید محصولات رقابتی در سطح جهان و بهره&amp;zwnj;وری اقتصادها ارائه می&amp;zwnj;داد و البته کیفیت، سلامت و پویایی آنها را نیز ارزیابی می&amp;zwnj;کرد. زیرا به نظر طراحان این شاخص تنها از طریق بسترهای بهره&amp;zwnj;وری می&amp;zwnj;توان ظرفیت رشد اقتصادی پایدار در بلندمدت را نشان داد. از جمله مزیت&amp;zwnj;های شاخص مجمع جهانی اقتصاد آن بود که سرپرست گروه را صاحبنظری همچون پرفسور مایکل پورتر (نویسنده کتاب معروف مزیت رقابتی ملت&amp;zwnj;ها) بر عهده داشت. نقدهایی که طی این دو دهه به شاخص مذکور وارد شده موجب گردیده اجزاء شاخص توان رقابت دستخوش تغییراتی شود اما روش&amp;zwnj;شناسی و مبنای نظری ساخت شاخص تقریبا پابرجا مانده است. توان رقابت یک اقتصاد در مجموع برگرفته از سه رکن است: نیازمندی&amp;zwnj;های اساسی (که کلید رقابت اقتصادهای مبتنی بر منابع است)، تقویت&amp;zwnj;کننده&amp;zwnj;های کارایی (که کلید رقابت اقتصادهای مبتنی بر کارایی&amp;zwnj;اند) و نوآوری (که کلید رقابت اقتصادهای مبتنی بر خلاقیت&amp;zwnj;اند). هر یک از سه رکن نیز زیرشاخص&amp;zwnj;هایی دارند که این 12 زیرشاخص در مجموع و بر اساس وزن خود (ضریب اهمیت) شاخص نهایی را می&amp;zwnj;سازند. در گزارش سال 2010 رتبه جهانی اقتصاد ایران در هر یک از سه رکن به شرح زیر است:&amp;nbsp;&lt;br /&gt;1. نیازمندی&amp;zwnj;های اساسی رقابت پذیری، رتبه 63، امتیاز 4.58 از 7&lt;br /&gt;2. تقویت کنندگان کارایی، رتبه 90، امتیاز 3.76 از7&lt;br /&gt;3. عوامل خلاقیت و انعطاف، رتبه 82، امتیاز 3.34 از 7&lt;br /&gt;همانطور که مشاهده می&amp;zwnj;شود وضع اقتصاد ایران در رکن اول بهتر است یعنی زیرشاخصهایی مانند محیط اقتصاد کلان، آموزش و بهداشت و زیرساختها امتیاز مناسب&amp;zwnj;تری دارد. این مساله نشان می&amp;zwnj;دهد اقتصاد ما بیش از همه با تکیه بر وفور و ارزانی منابع (طبیعی) خود در حال رقابت است نه بر اساس کارایی یا نوآوری. از سوی دیگر دقت در زیرشاخصها نیز نشان می&amp;zwnj;دهد پایین&amp;zwnj;ترین رتبه ایران مربوط به کارایی بازار نیروی کار (رتبه 135) و توسعه بازار مالی (رتبه 120)، کارایی بازار محصولات (رتبه 98) و آمادگی&amp;zwnj;های تکنولوژیک (رتبه 98) است. انعطاف&amp;zwnj;ناپذیری کسب&amp;zwnj;وکار و ضعف نهادهای رسمی در رده&amp;zwnj;های بعد قرار دارند.توانمندساختن اقتصاد کشور برای رقابت در عرصه جهانی نه تنها از جهت رفاه و اقتدار ملی و اهداف سند چشم&amp;zwnj;انداز مطلوب است بلکه با توجه به نقش قدرت اقتصادی در مناسبات بین&amp;zwnj;المللی، جزء مهم برنامه توانمندی انقلاب اسلامی و حفظ موضع عزت است. بنابراین با وجود نقدهایی که برای راستی&amp;zwnj;آزمایی این شاخص و هر شاخصی وجود دارد، به نظر می&amp;zwnj;رسد یکی از گزینه خوب موجود برای ارزیابی مجموعه وسیعی از قابلیت&amp;zwnj;های اقتصادی کشور و مقایسه آنها در سطح جهانی است. با توجه به اینکه این شاخص از ترکیب اطلاعات رسمی اقتصادی و داده&amp;zwnj;های میدانی (نظر فعالان اقتصادی کشور) استفاده می&amp;zwnj;کند، حتی اگر بازنمایی تمام واقعیت اقتصاد ایران نباشد، قطعا آمیزه&amp;zwnj;ای از واقعیت و تلقی&amp;zwnj;های بخشی از فعالان اقتصادی است که لازم است برای تعیین اولویت&amp;zwnj; سیاست&amp;zwnj;های اقتصادی مدنظر قرار گیرد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;span&gt;منبع : روزنامه ابتکار -&amp;nbsp;&lt;/span&gt;سید احسان خاندوزی&lt;/p&gt;
&lt;/span&gt;&lt;/td&gt;
&lt;/tr&gt;
&lt;/tbody&gt;
&lt;/table&gt;
&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://mradeli.persianblog.ir/post/163</link>
      <author>محمدرضا عادلی</author>
      <comments>http://comments.persianblog.ir/?blogID=12179&amp;postID=5628423</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-12179.post-5628423</guid>
      <pubDate>Wed, 29 Sep 2010 14:54:06 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>نظری بر بازنشستگی پیش از موعد!</title>
      <description>&lt;div id="t1"&gt;
&lt;div id="t2"&gt;
&lt;div id="t3"&gt;&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;div style="text-align: justify; background-color: #ffff33;"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family: Arial;" lang="FA"&gt;اگر بازنشستگان دولتی و... همانند بازنشستگان تامین اجتماعی خودکارآفرین باشند  بجهت اندوخته هائی که در اختیاردارند قادرخواهند بود درجهت افزایش اشتغال وکاهش  بیکاری گامهای اساسی بردارند.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;p class=" " style="text-align: justify; line-height: 150%;"&gt;&lt;span style="font-size: x-small;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family: Arial;" lang="FA"&gt;ازآنجائیکه طرح بازنشستگی پیش از موعد بجهت کاهش میزان بیکاری وافزایش اشتغال پیش بینی  شده بود پس از اتمام مدت آن یعنی درپایان اسفند ماه 1388 بعلت اینکه نتوانسته  بود اهداف مورد نظررا حاصل نماید این طرح فقط برای شرکتهای دولتی تا پایان  مردادماه 1389 تمدید شد ومشمولین تامین اجتماعی ازاین دستورالعمل بی بهره شدند.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class=" " style="text-align: justify; line-height: 150%;"&gt;&lt;span style="font-size: x-small;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family: Arial;" lang="FA"&gt;زمانی که علت توقف این طرح پرسش شد؟ پاسخ داده شد بجهت اینکه افراد جایگزین شده  پس از چند ماه ازکار بیکار میشدند ؛ عملا این اهداف حاصل نمیشد وفقط باعث افزایش  هزینه های دولت دراین خصوص میشد.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class=" " style="text-align: justify; line-height: 150%;"&gt;&lt;span style="font-size: x-small;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family: Arial;" lang="FA"&gt;درواقع بایستی علل ناکامی این طرح بیشتر مورد کندوکاو قرارگیرد. براساس قانون  تامین اجتماعی افراد بازنشسته مجازنیستند که درجائی بعنوان حقوق بگیر مجددا" بکار مشغول شوند ولی خود میتوانند بعنوان کارآفرین موجبات افزایش اشتغال  ودرآمدرافراهم نمایند یعنی مجازند ازاین طریق ایجاد درآمد نمایند. ولی بازنشستگان دولت  و... مجازند بدون هیچ مانعی درهرکجا که مایل باشند مشغول بکارشوند . ازآنجائیکه بازنشستگان دولت و... اگر درجائی مشغول بکارشوند فقط 5٪ مالیات بابت حق  الزحمه آنان کسر میشود وازاین بابت حق بیمه ای پرداخت نمی نمایند این باعث شده که کارفرمایان بجای جذب نیروی جوان( که بایستی متحمل پرداخت حق بیمه شان  باشند) ازنیروهای بازنشسته دولتی و... استفاده نمایند . اما نیروهای بازنشسته  مشمول تامین اجتماعی ازاین بابت قادرنیستند درجائی مشغول بکارشوند زیرا طبق قانون تامین اجتماعی حقوق بازنشستگی آنان قطع خواهدشد.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class=" " style="text-align: justify; line-height: 150%;"&gt;&lt;span style="font-size: x-small;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family: Arial;" lang="FA"&gt;حال بایستی این موضوع بیشتر مورد بررسی قرارگیرد با توجه به اینکه بازنشستگان  تامین اجتماعی نمیتوانند درجائی شاغل باشند وادامه اجرای طرح بازنشستگی پیش از  موعد بنفع اشتغال وموجب کاهش بیکاری میگردد چرا ازادامه این طرح اشتغالزا درخصوص  مشمولین تامین اجتماعی اجرائی نشده وبا درنظر گرفتن این موضوع که بازنشستگی پیش از  موعد شرکتهای دولتی درجهت کاهش میزان بیکاری وافزایش اشتغال نمیگردد تاپایان  مرداد ماه 1389 تمدید میگردد!&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class=" " style="text-align: justify; line-height: 150%;"&gt;&lt;span style="font-size: x-small;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family: Arial;" lang="FA"&gt;بایستی درنظر داشت اگر خواهان افزایش اشتغال وکاهش بیکاری درشرایط کنونی هستیم  ادامه این طرح بسیار عالیست درصورتیکه اشتغال مجدد برای بازنشستگان کارکنان دولت و...  همانند مشمولین تامین اجتماعی ممنوع شود و این بازنشستگان با اندوخته هائی که  دارند خود کارآفرین واشتغالزا باشند نه اینکه همانند نیروهای جوان وبی تجربه برای  دیگران کار انجام دهند وازاین بابت حق الزحمه دریافت نمایند. &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class=" " style="text-align: justify; line-height: 150%;"&gt;&lt;span style="font-size: x-small;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family: Arial;" lang="FA"&gt;اگر بازنشستگان دولتی و... همانند بازنشستگان تامین اجتماعی خودکارآفرین باشند  بجهت اندوخته هائی که در اختیاردارند قادرخواهند بود درجهت افزایش اشتغال وکاهش  بیکاری گامهای اساسی بردارند.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://mradeli.persianblog.ir/post/162</link>
      <author>محمدرضا عادلی</author>
      <comments>http://comments.persianblog.ir/?blogID=12179&amp;postID=5466613</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-12179.post-5466613</guid>
      <pubDate>Thu, 19 Aug 2010 13:06:43 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>رهبران موفق چگونه فکر می‌کنند؟</title>
      <description>&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #cc0000;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class="Title_Big_News" style="margin-left: 6px; margin-right: 6px;" dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;span style="font-size: 9pt; font-family: tahoma; color: #003366;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size: x-small;"&gt;ما همواره در تلاشیم تا  از اعمال رهبران موفق درس بگیریم. در حالی که باید سعی کنیم که از آنچه در  فکر آنها می&amp;zwnj;گذرد آگاه شویم؛ از روشی که آنها را قادر می&amp;zwnj;سازد که از کشمکش  میان ایده&amp;zwnj;های متناقض به صورت نوآورانه استفاده کنند. &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: #336699;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt; 
&lt;table style="border-collapse: collapse; width: 150px;" border="0" cellspacing="0" cellpadding="0" align="left" bordercolor="#111111"&gt;
&lt;tbody&gt;
&lt;tr&gt;
&lt;td width="100%"&gt;&lt;a href="javascript:PopupPic('2095/30-03.jpg%20%20%20%20%20%20%20%20%20%20%20')"&gt;&lt;span style="font-size: x-small;"&gt;&lt;img src="http://donya-e-eqtesad.com/News/2095/30-03.jpg" border="1" alt="" hspace="5" width="200" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;/td&gt;
&lt;/tr&gt;
&lt;/tbody&gt;
&lt;/table&gt;
&lt;/p&gt;
&lt;p class="Title_Big_News" style="line-height: 150%;" dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;span style="color: #000000; font-size: x-small;"&gt;تمرکز بر اینکه یک رهبر چه  کار می&amp;zwnj;کند اشتباه است؛ چرا که در بسیاری از موارد کاری که در یک شرایط  خاص صورت می&amp;zwnj;گیرد در شرایط دیگری بی&amp;zwnj;معنی به نظر می&amp;zwnj;رسد، حتی اگر رهبر و  سازمان، همان رهبر و سازمان قبلی باشند. برای مثال جک ولش، مدیرعامل سابق  جنرال&amp;zwnj;الکتریک در ابتدا اصرار داشت که سازمانش صاحب بیشترین سهم بازار در  صنعت خود باشد؛ در حالی که بعدها همین ولش قانونی را گذاشت که مدیران  سازمان را مجبور می&amp;zwnj;کرد سهم بازار سازمان را به بیش از 10درصد ارتقا ندهند.  بدیهی است که در چنین مواقعی تلاش برای فهمیدن اینکه ولش به عنوان یک رهبر  بزرگ چه کار کرده است، بسیار گیج&amp;zwnj;کننده خواهد بود؛ چرا که او دو دیدگاه  کاملا متناقض را در طول مدت رهبری خود در جنرال الکتریک دنبال کرده است.&lt;br /&gt;پس  کجا باید به دنبال یادگیری مهارت&amp;zwnj;های رهبری بود؟ یک رویکرد بهتر و در عین  حال دشوارتر تمرکز بر طرز فکر رهبر است، به این معنا که پیش فرض&amp;zwnj;هایی که  منجر به انجام کاری خاص توسط او شدند و نحوه فکر کردن او را مورد بررسی  قرار دهیم. اکثر رهبران موفق در یک خصیصه با یکدیگر اشتراک دارند. آنها  توانایی نگه داشتن همزمان دو فکر کاملا متناقض در سرشان را دارند و سپس  بدون اینکه بترسند یا به سادگی یکی از فکرهای موجود را انتخاب کنند، با  خلاقیت از میان دو انتخاب متناقض موجود انتخاب سومی را می&amp;zwnj;آفرینند که  مشخصه&amp;zwnj;هایی از هر دو انتخاب اول را به همراه دارد. این توانایی فکری است که  سازمان&amp;zwnj;های بزرگ و رهبرانشان را از بقیه متفاوت می&amp;zwnj;سازد. نام این نوع  تفکر&amp;laquo;تفکر یکپارچه&amp;raquo; است و نوعی توانایی است که در اثر تمرین و تکرار حاصل  می&amp;zwnj;شود.&lt;br /&gt;انسان&amp;zwnj;ها با بسیاری از موجودات دیگر یک اختلاف بزرگ فیزیکی  دارند: انگشت شست آنها در خلاف جهت سایر انگشتان&amp;zwnj;شان است. همین تفاوت به  ظاهر کوچک ما را قادر به انجام بسیاری از کارها می&amp;zwnj;کند. کارهایی مانند  نوشتن، فشار دادن یک میخ و ... درست است که این خصیصه در انسان&amp;zwnj;ها ذاتی  است؛ اما در صورتی که انسان برای استفاده از آن تلاش نکند (برای مثال سعی  در نوشتن)، این توانایی هیچ کاربردی نخواهد داشت. به همین ترتیب ما با ذهنی  به دنیا آمده&amp;zwnj;ایم که به ما اجازه می&amp;zwnj;دهد همزمان دو فکر متناقض را در سر  داشته باشیم و از آنها به شیوه&amp;zwnj;ای خلاقانه استفاده کنیم. متاسفانه از  آنجایی که انسان&amp;zwnj;ها زیاد به این توانایی خود تمرین نمی&amp;zwnj;دهند، متفکران  یکپارچه انگشت شمارند. سوالی که پیش می&amp;zwnj;آید این است که پس چرا از چنین  ابزار شگفت انگیزی به بهترین وجه ممکن استفاده نمی&amp;zwnj;شود؟ پاسخ این است که  استفاده از این توانایی ما را عصبی می&amp;zwnj;کند. بسیاری از ما از ابهام و  پیچیدگی حذر می&amp;zwnj;کنیم و به دنبال آرامش ناشی از سادگی و وضوح هستیم. برای  مواجهه با پیچیدگی دنیای اطراف&amp;zwnj;مان هر جا بتوانیم از ساده&amp;zwnj;سازی استفاده  می&amp;zwnj;کنیم.&lt;br /&gt;به همین دلیل ما اکثرا نمی&amp;zwnj;دانیم که با مدل&amp;zwnj;های به ظاهر  متناقضی که همه جا به سراغ&amp;zwnj;مان می&amp;zwnj;آیند چه کنیم. اولین راه&amp;zwnj;حلی که به سراغش  می&amp;zwnj;رویم شناسایی مدل &amp;laquo;درست&amp;raquo; و حذف مدل &amp;laquo;نادرست&amp;raquo; است. گاه حتی از مدلی که  انتخاب کرده&amp;zwnj;ایم جانبداری می&amp;zwnj;کنیم و سعی در اثبات درستی&amp;zwnj;اش داریم، ولی به  این ترتیب کل مدل دیگر و نوآوری&amp;zwnj;هایی که با در نظر گرفتن همزمان آن با مدل  انتخابی&amp;zwnj;مان به دست می&amp;zwnj;آوردیم را به طور کامل از دست می&amp;zwnj;دهیم. &lt;br /&gt;برای  استفاده از این توانایی فکری باید تمایل ناخودآگاهمان به سوی سادگی و وضوح  را به کناری بگذاریم. همان طور که مدیرعامل Procter &amp;amp;Gamble در پاسخ به  این سوال که شما چگونه برنامه ای برای غلبه بر تناقض میان کم کردن  هزینه&amp;zwnj;ها و سرمایه گذاری در ایده&amp;zwnj;های جدید ایجاد کردید؟ گفته بود: &amp;laquo;ما در  صورتی که از استراتژی &amp;laquo;یا&amp;raquo; استفاده می&amp;zwnj;کردیم هرگز برنده نمی&amp;zwnj;شدیم. همه  می&amp;zwnj;توانند از &amp;laquo;یا&amp;raquo; استفاده کنند.&amp;raquo;&lt;br /&gt;چهار مرحله تصمیم گیری&lt;br /&gt;فرآیند تفکر  یکپارچه چگونه است؟ متفکران یکپارچه گزینه&amp;zwnj;های پیش رویشان را چگونه بررسی  می&amp;zwnj;کنند که آنها را به گزینه&amp;zwnj;های جدید هدایت می&amp;zwnj;کند. نه به همان دو گزینه  قبلی؟ آنها این کار را از طریق چهار مرحله به هم وابسته و در عین حال مستقل  انجام می&amp;zwnj;دهند. مراحلی که مختص تفکر یکپارچه نیستند و هر فردی در زمان  تصمیم&amp;zwnj;گیری آنها را طی می&amp;zwnj;کند. آنچه متفکران یکپارچه را متمایز می&amp;zwnj;کند،  رویکرد آنها به این مراحل است. این چهار مرحله و رویکرد متفکران سنتی و  یکپارچه به آنها در شکل زیر نمایش داده شده است.&lt;br /&gt;1 - مشخص کردن نقاط  برجسته: اولین قدم مشخص کردن فاکتورهایی است که باید مدنظر داشت. تفکر سنتی  به دنبال حذف هر چه بیشتر فاکتورهای موثر یا در نظر نگرفتن آنها در درجه  اول است. ما برای اینکه از پیچیدگی و ابهام موضوعات بکاهیم، مشخصه&amp;zwnj;های  برجسته را از میان بقیه فاکتورها جدا می&amp;zwnj;کنیم. وقتی که تصمیماتی که  گرفته&amp;zwnj;ایم با شکست مواجه شدند، تازه متوجه عوامل مهمی می&amp;zwnj;شویم که آنها را  نادیده گرفته بودیم. درحالی که متفکران یکپارچه از شلوغی و پیچیدگی  نمی&amp;zwnj;هراسند و از آن استقبال هم می&amp;zwnj;کنند؛ چرا که می&amp;zwnj;دانند شلوغی باعث می&amp;zwnj;شود  هیچ موضوعی جا نماند و مساله به صورت کلی دیده شود. آنها پیچیدگی را دوست  دارند؛ چرا که راه&amp;zwnj;حل&amp;zwnj;های بهتر را به همراه دارد.&lt;br /&gt;2 - تحلیل علیت: در  این مرحله ارتباط فاکتورهای گوناگون با یکدیگر مشخص می&amp;zwnj;شود. متفکران سنتی  از همان تفکر خطی همیشگی که ساده&amp;zwnj;ترین نوع تفکر است استفاده می&amp;zwnj;کنند و همه  چیز را علت و معلولی می&amp;zwnj;بینند. در حالی که متفکر یکپارچه از سوال کردن در  مورد اعتبار ارتباطات در ظاهر بدیهی یا در نظر گرفتن ارتباطات چندسو یا غیر  خطی ابایی ندارد. &lt;br /&gt;3 - تجسم ساختار تصمیم: متفکران یکپارچه مسائل را به  بخش&amp;zwnj;های کوچک تقسیم نمی&amp;zwnj;کنند و هر کدام از آنها را جداگانه حل نمی&amp;zwnj;کنند.  آنها مساله را به عنوان یک کل می&amp;zwnj;بینند؛ اینکه اجزای مسائل چگونه در کنار  یکدیگر قرار می&amp;zwnj;گیرند و اینکه تصمیم&amp;zwnj;هایی که می&amp;zwnj;گیریم چگونه بر یکدیگر  تاثیر می&amp;zwnj;گذارند. آنچه مهم است این است که آنها ابعاد گوناگون مسائل را به  صورت همزمان در ذهن&amp;zwnj;شان نگه می&amp;zwnj;دارند و ابعاد گوناگون را به صورت مجزا از  بقیه در نظر نمی&amp;zwnj;گیرند.&lt;br /&gt;4 - یافتن راه&amp;zwnj;حل: نتیجه همه این مراحل رسیدن به  راه&amp;zwnj;حل است. در بسیاری از موارد ما trade off&amp;zwnj;های (بده بستان: به این معنا  که با انتخاب میزانی از یک گزینه توسط مدیر از امکان انتخاب گزینه دیگر  کاسته می&amp;zwnj;شود) ناخوشایند را بدون شکایت می&amp;zwnj;پذیریم؛ چرا که این بده  بستان&amp;zwnj;ها، به نظر بهترین راه&amp;zwnj;حل می&amp;zwnj;آیند. این اتفاق به این دلیل می&amp;zwnj;افتد که  تمایل ما به سادگی ما را مجبور به نادیده گرفتن بسیاری از فرصت&amp;zwnj;های موجود  در مراحل قبل برای ایجاد راه&amp;zwnj;حل&amp;zwnj;های جدید و نوآورانه کرده است. در مقابل  متفکر یکپارچه همواره به این موضوع فکر می&amp;zwnj;کند که چیزی را از قلم نینداخته  باشد. رهبری که از دیدگاه کل&amp;zwnj;نگر استفاده می&amp;zwnj;کند، به سادگی کشش&amp;zwnj;هایی را که  در فرآیند تصمیم&amp;zwnj;گیری وجود دارند، می&amp;zwnj;بیند. اعمال لازم برای ایجاد چنین  راه&amp;zwnj;حل&amp;zwnj;هایی (مانند به تعویق انداختن&amp;zwnj;ها، ایجاد گزینه&amp;zwnj;های جدید در آخرین  لحظه، فرستادن تیم&amp;zwnj;ها برای بررسی مجدد مسائل) ممکن است از خارج بسیار  نسنجیده به نظر برسند. حتی ممکن است یک متفکر یکپارچه از گزینه&amp;zwnj;هایی که به  آنها رسیده است راضی نباشد و همه آنها را به سطل آشغال بیندازد و همه مراحل  تفکر را یکبار دیگر از ابتدا طی کند، بنابراین در نهایت زمانی که یک  راه&amp;zwnj;حل خوب یافت می&amp;zwnj;شود، مسبب آن، نپذیرفتن راه&amp;zwnj;حل&amp;zwnj;های قبلی از سوی متفکر  یکپارچه بوده است، نه ساده بودن مساله یا شرایط.&lt;br /&gt;جمع&amp;zwnj;بندی&lt;br /&gt;نتایج تفکر  سنتی و یکپارچه به حدی با یکدیگر تفاوت دارند که به راحتی قابل مقایسه  هستند. تفکر یکپارچه گزینه&amp;zwnj;ها و راه&amp;zwnj;حل&amp;zwnj;های جدید را خلق می&amp;zwnj;کند. تفکر سنتی  بر راه&amp;zwnj;حل&amp;zwnj;های موجود تمرکز می&amp;zwnj;کند و به نظرش راه&amp;zwnj;حل&amp;zwnj;های نوآورانه وجود  ندارند. با تفکر یکپارچه خواست&amp;zwnj;ها و آرزوهای شرکت در طول زمان رشد می&amp;zwnj;کنند.  با تفکر یکپارچه این فکر که زندگی به معنای پذیرفتن بده&amp;zwnj;بستان&amp;zwnj;های نه  چندان دلچسب است، باعث کشته شدن آرزوها می&amp;zwnj;شود. در نهایت اینکه متفکر سنتی  ترجیح می&amp;zwnj;دهد دنیا را همان طور که هست بپذیرد؛ در حالی که متفکر یکپارچه  چالش&amp;zwnj;های شکل دادن دنیایی بهتر را با آغوش باز می&amp;zwnj;پذیرد.&lt;br /&gt;منبع: Harvard  Business Review&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class="Title_Big_News" style="line-height: 150%;" dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;span style="color: #003366; font-size: x-small;"&gt;مترجم: سریما نازاریان&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class="Title_Big_News" style="line-height: 150%;" dir="rtl" align="justify"&gt;برگرفته از دنیای اقتصاد&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style="color: #000000;"&gt;&lt;img src="http://donya-e-eqtesad.com/News/2095/30-04.jpg" border="0" alt="" hspace="0" align="baseline" /&gt; &lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://mradeli.persianblog.ir/post/161</link>
      <author>محمدرضا عادلی</author>
      <comments>http://comments.persianblog.ir/?blogID=12179&amp;postID=5195392</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-12179.post-5195392</guid>
      <pubDate>Thu, 17 Jun 2010 14:32:26 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>بهار کار وتلاش برهمگان مبارک باد:</title>
      <description>&lt;div id="t3"&gt;
&lt;div id="ptitle"&gt;با عرض سلام وآرزوی سرافرازی وپیروزی برای همگان بویژه بازدید کنندگان این وبلاگ اقتصادی ،امیدوارم که سال جدید بتواند برای همه سالی پر از خیر وبرکت باشد.&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;img style="width: 549px; height: 813px;" src="http://ahadpop.googlepages.com/happy-new-year3.jpg" alt="" width="549" height="357" /&gt;&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://mradeli.persianblog.ir/post/160</link>
      <author>محمدرضا عادلی</author>
      <comments>http://comments.persianblog.ir/?blogID=12179&amp;postID=4366910</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-12179.post-4366910</guid>
      <pubDate>Tue, 23 Mar 2010 10:14:47 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>بهره‌وری و کارآیی در اقتصاد ایران:</title>
      <description>&lt;p class="Title_Big_News" style="margin-left: 6px; margin-right: 6px;" dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="background-color: #ccff99; color: #cc0000;"&gt;&lt;a href="http://www.eghtesadi.ir/" target="_blank"&gt;&lt;span style="font-size: medium;"&gt;سایت اقتصادی&lt;/span&gt; &lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class="Title_Big_News" style="margin-left: 6px; margin-right: 6px;" dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #cc0000; font-size: small;"&gt;حـلقه مفقـوده اقتصـاد ایـران&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class="Title_Big_News" style="margin-left: 6px; margin-right: 6px;" dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;span style="font-family: tahoma; color: #003366; font-size: 9pt;"&gt;از اهداف اصلی هر کشوری داشتن رشد اقتصادی بالا و رسیدن به سطوح توسعه یافتگی می&amp;zwnj;باشد که از ضرورت&amp;zwnj;های دسترسی به این اهداف، استفاده بهینه از منابع موجود در کشور و راهکار آن بهبود و ارتقای بهره&amp;zwnj;وری است.&lt;/span&gt;&lt;span style="color: #336699;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class="Title_Big_News" style="margin-left: 6px; margin-right: 6px;" dir="rtl" align="justify"&gt;
&lt;table style="width: 150px; border-collapse: collapse;" border="0" cellspacing="0" cellpadding="0" align="left" bordercolor="#111111"&gt;
&lt;tbody&gt;
&lt;tr&gt;
&lt;td width="100%"&gt;&lt;a href="javascript:PopupPic('1954/28-01.jpg           ')"&gt;&lt;img src="http://donya-e-eqtesad.com/News/1954/28-01.jpg" border="1" alt="" hspace="5" width="200" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;/td&gt;
&lt;/tr&gt;
&lt;/tbody&gt;
&lt;/table&gt;
&lt;/p&gt;
&lt;p class="Title_Big_News" style="line-height: 150%;" dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;span style="color: #000000;"&gt;طبیعی است که رسیدن به اهداف سند چشم&amp;zwnj;انداز از جمله جایگاه برتر در منطقه، مقابله با فقر و ایجاد اشتغال برای مردم مستلزم این است که نرخ رشدهای بالای اقتصادی محقق شود. به همین جهت در برنامه چهارم توسعه در مجموع 8&amp;zwnj;&amp;zwnj;درصد رشد پیش بینی شده بود که 5/5&amp;zwnj;درصد این رشد برای انباشت سرمایه و نیروی کار پیش&amp;zwnj;&amp;zwnj;بینی شده بود و قرار بر این بود که 5/2&amp;zwnj;درصد از این رشد پیش&amp;zwnj;بینی شده از طریق بهره&amp;zwnj;وری تحقق پیدا کند&amp;zwnj; و این بدان معنی است که بهره&amp;zwnj;وری کل عوامل که در برنامه سوم به طور متوسط سالانه 8دهم&amp;zwnj;درصد رشد پیدا کرده، در برنامه چهارم به طور متوسط هر سال باید 5/2&amp;zwnj;درصد رشد پیدا می&amp;zwnj;کرد و اگر این امر محقق شود، یعنی بهره&amp;zwnj;وری در مجموع 3/31&amp;zwnj;درصد از کل رشد اقتصادی کشور را متکفل خواهد شد.&lt;br /&gt;سند چشم&amp;zwnj;انداز تصویری از شرایط و جامعه مطلوب ما در افق 20&amp;zwnj;ساله ارائه می&amp;zwnj;دهد و طبعا تمامی برنامه&amp;zwnj;ها، فعالیت&amp;zwnj;ها و جهت&amp;zwnj;گیری&amp;zwnj;ها و سیاست&amp;zwnj;ها در نظام جمهوری اسلامی ایران باید در جهت تحقق اهداف این سند تنظیم شده و به مرحله اجرا دربیاید. در سند چشم&amp;zwnj;انداز در افق 20&amp;zwnj;ساله، ایران کشوری است توسعه&amp;zwnj;یافته با جایگاه اول اقتصادی، علمی و فناوری در منطقه.&lt;br /&gt;با توجه به عملکردی که در گذشته داشته&amp;zwnj;ایم و خصوصا با توجه به محقق نشدن اهداف برنامه چهارم، دسترسی به این هدف کار ساده&amp;zwnj;ای نیست و مستلزم این است که از همه امکانات و مقدورات کشور به نحو بهینه و کامل استفاده شود تا در جهت تحقق این هدف حرکت کند. رسیدن به این هدف و دستیابی به موقعیت کشور برتر در سطح منطقه مستلزم دستیابی به نرخ رشدهای بالای اقتصادی است. رشد اقتصادی مستمر و پایدار شرط لازم برای تحقق اهدافی است که در سند چشم&amp;zwnj;انداز تصویر شده است. بدون رشد اقتصادی مستمر مقابله با فقر و بیکاری، ایجاد اشتغال مولد، توزیع عادلانه درآمد و سایر اهداف که جمهوری اسلامی دنبال می&amp;zwnj;کند، قابل دسترسی نخواهد بود. هر چند می&amp;zwnj;دانیم رشد اقتصادی به تنهایی این اهداف را محقق نمی&amp;zwnj;کند، منتها رشد، شرط لازم برای رسیدن به این اهداف است. بدون رشد مستمر تولید، قطعا این اهداف قابل دسترسی نخواهد بود. برای دستیابی به رشد، یکی از عوامل موثر انباشت سرمایه و نیروی کار است و باید سعی کنیم پس&amp;zwnj;اندازها و منابع را تجهیز کنیم، سرمایه&amp;zwnj;گذاری بخش خصوصی و خارجی را توسعه بدهیم. در نیروی کار سرمایه&amp;zwnj;گذاری کنیم و منابع لازم را برای رشد اقتصادی فراهم نماییم، منتها تجربه جهانی نشان داده است که با تکیه صرف بر انباشت سرمایه و نیروی کار نمی&amp;zwnj;توان به رشد اقتصادی مستمر و پایدار رسید. تجربه کشورهای پیشرفته نشان می&amp;zwnj;دهد که در بسیاری از موارد سهم بهره&amp;zwnj;وری عوامل تولید از انباشت عوامل تولید در رشد اقتصادی بیشتر بوده است و با توجه به کمیابی منابع و عوامل تولید و بی&amp;zwnj;شمار بودن خواسته&amp;zwnj;ها و نیازهای مردم باید تکیه ما بیشتر در جهت استفاده بهینه از منابع موجود و دسترسی به نرخ رشدهای بالاتر بهره&amp;zwnj;وری باشد تا از این طریق بتوانیم اهداف سند چشم&amp;zwnj;انداز را عملی نماییم.&lt;br /&gt;تعاریف بهره&amp;zwnj;وری و کارآیی&lt;br /&gt;بهره&amp;zwnj;وری، ترجمه لغت Productivity است که به معنای قدرت تولید، بارور و مولد بودن است (بهشتی، 1384: 26) یک درک کلی از علم اقتصاد استفاده بهینه از منابع کمیاب است و بهره&amp;zwnj;وری نیز بر همین مفهوم تاکید دارد. مفاهیم اولیه بهره&amp;zwnj;وری ساده است، اما مشکلی که بر سر راه بحث&amp;zwnj;های بهره&amp;zwnj;وری می&amp;zwnj;باشد، فقدان یک شیوه کار مشخص و معین برای بهبود بهره&amp;zwnj;وری است و از ملزومات بهبود بهره&amp;zwnj;وری شناسایی اصلی&amp;zwnj;ترین عوامل تاثیر&amp;zwnj;گذار بر آن می&amp;zwnj;باشد. &lt;br /&gt;در ادبیات اقتصادی برای بهره&amp;zwnj;وری توسط اقتصاددانان، موسسات و سازمان&amp;zwnj;های بین&amp;zwnj;المللی مفاهیم متعددی ارائه شده است، به طوری که واژه بهره&amp;zwnj;وری برای اولین بار در سال 1776 توسط کنه به کار رفته است. (خاکی، 1376: 21)&lt;br /&gt;بیش از یک قرن بعد از وی لیتر (1833) بهره&amp;zwnj;وری را به مفهوم استعداد تولید کردن یا میل به تولید تعریف کرد. (ابطحی و کاظمی، 1375: 4) در اوایل دهه 1900 بهره&amp;zwnj;وری را &amp;laquo;رابطه بین ستانده و عوامل به کار گرفته شده در تولید&amp;raquo; تعریف کردند (شاکری، 1385: 544)، در سال 1950 سازمان همکاری اقتصادی اروپا (OECD)تعریف دقیق&amp;zwnj;تری از بهره&amp;zwnj;وری ارائه کرده و آن را نسبت ستانده به&amp;zwnj;کسری از عوامل تولید معرفی کرد، سازمان بین&amp;zwnj;المللی کار (ILO) بهره&amp;zwnj;وری را رابطه بازده تولید با یکی از عوامل مشخص&amp;zwnj;کننده تولید از بین سرمایه، کار و مدیریت می&amp;zwnj;داند (وزارت صنایع سنگین، 1372:52) و سازمان بهره&amp;zwnj;وری اروپا (EPA) آن را &amp;laquo;درجه استفاده موثر از هر یک از عوامل تولید&amp;raquo; معرفی می&amp;zwnj;کند و معتقد است که بهره&amp;zwnj;وری قبل از هر چیز یک دیدگاه و شیوه نگاه به مسائل است.&lt;br /&gt;دیویس، بهره&amp;zwnj;وری را تغییر در محصول به دست آمده ناشی از منابع صرف شده تعریف کرده است و فابری کنت آن را &amp;laquo;نسبت ستانده به نهاده&amp;raquo; می&amp;zwnj;داند. &lt;br /&gt;باولز و گوردن و وسیکات مفهوم جدید و تحول یافته&amp;zwnj;ای از بهره&amp;zwnj;وری ارائه داده&amp;zwnj;اند. از دید آنها تولید صرفا یک فرآیند مکانیکی ترکیب ماشین&amp;zwnj;آلات، نیروی کار و تکنولوژی نیست. عامل کلیدی درک فرآیند تولید و بهره&amp;zwnj;وری، درک این مطلب است که مردم چگونه با ماشین و تکنولوژی تعامل می&amp;zwnj;کنند. عواملی مثل حمیت ملی و میهن&amp;zwnj;پرستی، کار و تلاش زیاد، ابداع و نوآوری کسب و کار، روش&amp;zwnj;های مدیریت نظام انگیزشی عناصر تشکیل&amp;zwnj;دهنده بهره&amp;zwnj;وری به مفهوم جدید آن هستند. &lt;br /&gt;تعریف مشترکی که می&amp;zwnj;توان از میان این تعاریف برای بهره&amp;zwnj;وری استخراج کرد، عبارت است از &amp;laquo;استفاده بهینه از منابع تولیدی (نیروی کار، سرمایه، تجهیزات و تسهیلات، انرژی، مواد) و مدیریت علمی، کاهش هزینه&amp;zwnj;های تولید، از بین بردن ضایعات، گسترش بازارها و غیره، جهت بهبود سطح کیفیت زندگی و توسعه اقتصادی&amp;raquo; که به طور کلی از نسبت تولید کالا و خدمات یا مجموعه&amp;zwnj;ای از کالاها و خدمات به یک یا چند عامل موثر در تولید آن کالا و خدمات به دست می&amp;zwnj;آید.&lt;br /&gt;آنچه که از کارآیی در اقتصاد مد نظر داریم، موقعیتی است که در آن منابع به صورت بهینه اختصاص یافته باشد و موقعیتی را در اقتصاد می&amp;zwnj;توان بهینه نامید یا حکم کرد که کارآیی دارد که سطح هیچ&amp;zwnj;کدام از فعالیت&amp;zwnj;های اقتصادی را نتوان افزایش داد مگر با کاهش سطح فعالیت&amp;zwnj;های دیگر. (عبادی، 1370: 239)&lt;br /&gt;این امر مستلزم آن است که کارگران، ماشین&amp;zwnj;آلات و زمین بیکار نماند و به شکل مناسبی تخصیص داده شوند و به عبارت دیگر شرط لازم برای کارآیی اقتصادی تولید این است که عوامل تولید به طور کامل مورد استفاده قرار&amp;zwnj;گیرند. &lt;br /&gt;بهره&amp;zwnj;وری و کارآیی در اندیشه&amp;zwnj;های اقتصادی&lt;br /&gt;بهره&amp;zwnj;وری در مکاتب کلاسیک&amp;zwnj;ها، نئوکلاسیک&amp;zwnj;ها، تاریخی، نهادگرا و اقتصاددانان طرف عرضه جایگاه با اهمیتی داشته و هر کدام از این مکاتب به گونه&amp;zwnj;ای در نظریات خود از این مفهوم استفاده کرده&amp;zwnj;اند و بنابراین با بررسی این مکاتب می&amp;zwnj;توانیم نظریاتشان را در ارتباط با بهره&amp;zwnj;وری و عوامل تاثیر&amp;zwnj;گذار بر آن به دست آوریم.&lt;br /&gt;در مکتب کلاسیک&amp;zwnj;ها و در دیدگاه آدام اسمیت با پیدایش تجارت و گسترش بازار تولید، تقسیم کار به&amp;zwnj;عنوان اصلی&amp;zwnj;ترین متغیر رشد اقتصادی با سرعت بیشتری وقوع می&amp;zwnj;یابد و از طریق صرفه&amp;zwnj;جویی در زمان، بهبود تکنولوژی و افزایش مهارت به ارتقای بهره&amp;zwnj;وری و سپس رشد اقتصادی می&amp;zwnj;انجامد.&lt;br /&gt;بنابراین در اندیشه اسمیت، تجارت، بهبود تکنولوژی و آموزش نیروی انسانی که نتیجه تقسیم کار است، سه عامل تاثیر&amp;zwnj;گذار بر بهره&amp;zwnj;وری هستند.&lt;br /&gt;در دیدگاه ریکاردو، اقتصاددان بدبین کلاسیک&amp;zwnj;ها، افزایش جمعیت و محدودیت زمین و عوامل تولید به کاهش بهره&amp;zwnj;وری زمین و رکود اقتصادی می&amp;zwnj;انجامد که با گسترش تجارت و بهبود شیوه&amp;zwnj;های تکنولوژی بهره&amp;zwnj;وری افزایش یافته و از رکود خارج می&amp;zwnj;شویم.&lt;br /&gt;بنابراین در اندیشه ریکاردو تجارت و بهبود تکنولوژی دو عامل تاثیر&amp;zwnj;گذار بر بهره&amp;zwnj;وری هستند.&lt;br /&gt;در دیدگاه مارکس علت اساسی حرکت جامعه از سرمایه&amp;zwnj;داری به سوسیالیسم تغییرات تکنولوژیکی می&amp;zwnj;باشد که با افزایش بهره&amp;zwnj;وری سرمایه به جانشین شدن سرمایه به جای نیروی کار توسط سرمایه&amp;zwnj;دار و پیدایش لشگر بیکاران می&amp;zwnj;انجامد و در نهایت سرمایه&amp;zwnj;داری توسط آنها واژگون می&amp;zwnj;شود.&lt;br /&gt;بنابراین در اندیشه مارکس می&amp;zwnj;توان تحولات تکنولوژیکی را موثر بر بهره&amp;zwnj;وری دانست.&lt;br /&gt;در دیدگاه روستو در ابتدا تحولات فکری و فرهنگی حاکم بر جامعه، جامعه را از جمود فکری خارج می&amp;zwnj;کند و پس از آن با خلق و ایجاد شدن تکنولوژی، بهره&amp;zwnj;وری در بخش&amp;zwnj;های پیشگام بهبود می&amp;zwnj;یابد و اجتماع حرکت از جامعه سنتی به مرحله آغاز تحول و سپس مرحله خیز اقتصادی را تجربه خواهد کرد.&lt;br /&gt;بنابراین در اندیشه روستو تحولات فکری و فرهنگی مقدمات لازم را برای ارتقای بهره&amp;zwnj;وری از مجرای بهبود تکنولوژی فراهم می&amp;zwnj;کند.&lt;br /&gt;در مکتب نهادی و در دیدگاه گالبرایت پیشرفت تکنولوژی، ضرورت یافتن برنامه&amp;zwnj;ریزی و پیدایش نهاد فنی به ارتقای بهره&amp;zwnj;وری در نظام صنعتی جدید در مقایسه با نظام بازار می&amp;zwnj;انجامد و تفاوت در بهره&amp;zwnj;وری اصلی&amp;zwnj;ترین وجه تمایز این دو نظام است.&lt;br /&gt;بنابراین در اندیشه گالبرایت پیشرفت تکنولوژی، برنامه&amp;zwnj;ریزی و نهاد فنی به ارتقای بهره&amp;zwnj;وری می&amp;zwnj;انجامند.&lt;br /&gt;در دیدگاه اقتصاددانان مکتب طرف عرضه از یک سو کاهش نرخ مالیات&amp;zwnj;ها با ایجاد انگیزه در افراد مقدمات لازم برای ارتقای بهره&amp;zwnj;وری از طریق افزایش اشتغال و سرمایه&amp;zwnj;گذاری را فراهم می&amp;zwnj;کند و از سوی دیگر کارآفرینان خلاق و مبدع با ارتقای تکنولوژی بهره&amp;zwnj;وری را بهبود می&amp;zwnj;بخشند.&lt;br /&gt;بنابراین در اندیشه این اقتصاددانان نظام انگیزشی مقدمات لازم برای ارتقای بهره&amp;zwnj;وری را از مجرای افزایش اشتغال و سرمایه&amp;zwnj;گذاری فراهم می&amp;zwnj;کند و تکنولوژی نیز بر بهره&amp;zwnj;وری تاثیرگذار است.&lt;br /&gt;در تئوری دور تسلسل توسعه نیافتگی درآمد کم در کشور به کاهش پس&amp;zwnj;انداز و کاهش سرمایه&amp;zwnj;گذاری ناشی از آن منجر می&amp;zwnj;شود و به علت مکمل بودن سرمایه و نیروی کار با کاهش سرمایه&amp;zwnj;گذاری، بهره&amp;zwnj;وری نیروی کار کاهش می&amp;zwnj;یابد و سهم نیروی کار در تولید کم می&amp;zwnj;شود و این مجددا به کاهش درآمد منجر می&amp;zwnj;شود و دور تسلسل ادامه می&amp;zwnj;یابد. بنابراین در این تئوری سرمایه&amp;zwnj;گذاری اثر مستقیم بر بهره&amp;zwnj;وری نیروی کار دارد.&lt;br /&gt;بر اساس نظریات مطرح شده، برای بهبود بهره&amp;zwnj;وری ابتدا نیازمند ملزومات و مقدماتی مانند تحولات فکری و فرهنگی و انگیزشی هستیم که با فراهم شدن آنها، بهبود برخی مولفه&amp;zwnj;های اقتصادی مانند سرمایه&amp;zwnj;گذاری، تکنولوژی، آموزش و تجارت به ارتقای بهره&amp;zwnj;وری و رشد اقتصادی می&amp;zwnj;انجامد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;عوامل اقتصادی، تعیین&amp;zwnj;کننده بهره&amp;zwnj;وری&lt;br /&gt;بعد از بررسی ملزومات و مقدمات اساسی در ایجاد پتانسیل لازم برای رسیدن به حد مطلوب و مناسبی از بهره&amp;zwnj;وری&amp;zwnj;، اینک می&amp;zwnj;توانیم به بررسی متغیرهای اقتصادی بپردازیم که تغییرات در هر کدام از آنها می&amp;zwnj;تواند هدف بهبود بهره&amp;zwnj;وری در فعالیت&amp;zwnj;های گوناگون را محقق سازد.&lt;br /&gt;این متغیرها را که در ادبیات بهره&amp;zwnj;وری مکررا مطرح شده&amp;zwnj;اند و از عوامل اساسی تعیین&amp;zwnj;کننده سطح بهره&amp;zwnj;وری عنوان شده&amp;zwnj;اند، می&amp;zwnj;توان به 4 گروه اصلی سرمایه&amp;zwnj;گذاری در آموزش نیروی انسانی، تکنولوژی و تامین سرمایه، دستمزد و تجارت خارجی تقسیم&amp;zwnj;بندی نمود. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;سرمایه&amp;zwnj;گذاری در آموزش نیروی انسانی&lt;br /&gt;سرمایه انسانی از جمله مقولات مورد بحث اقتصاددانان است. نگاهی به مراحل تمدن بشری نشان می&amp;zwnj;دهد که نقش انسان در آن از نیروی کار ساده (کار فیزیکی) به سرمایه انسانی(دانش و مهارت) که از عوامل مهم تولید به حساب می&amp;zwnj;آید، تکامل یافته است، به گونه&amp;zwnj;ای که ملت&amp;zwnj;ها همواره به دنبال ارتقای کیفیت نیروی انسانی خود هستند، به&amp;zwnj;دلیل اینکه تولید بیشتر در گرو نیروی کار ماهر و آموزش دیده است. بسیاری از اندیشمندان اقتصاد توسعه بر این باورند که کشورهای توسعه&amp;zwnj;یافته در فرآیند تولید صنعتی خویش از طریق افزایش سرمایه&amp;zwnj;گذاری و همچنین توجه به برنامه&amp;zwnj;های آموزشی کارکنان و مدیران به نرخ&amp;zwnj;های بالای بهره&amp;zwnj;وری دست یافته&amp;zwnj;اند. &lt;br /&gt;اقتصاددانان بزرگی از جمله سولو، کندریک، کوزنتس و گریلیچز و... سعی کردند محاسبه نمایند چه نسبت از افزایش در تولید ناخالص ملی در دوره معینی از زمان را، عامل تولید قابل اندازه&amp;zwnj;گیری (کار و سرمایه) تولید کرده&amp;zwnj;اند و چه نسبت از آن توسط دیگر عوامل تولید شده است. این عوامل پسماند که در واقع چیزی جز مقداری از نسبت افزایش در تولید که توسط عوامل کار و سرمایه توضیح داده نمی&amp;zwnj;شود، نیست، می&amp;zwnj;تواند تولید را بسیار تحت تاثیر قرار دهد، به طوری&amp;zwnj; که از تاثیر آن نمی&amp;zwnj;توان گذشت. مهم&amp;zwnj;ترین عوامل پسماند عبارتند از آموزش و پرورش، تحقیق و توسعه، تعلیمات حرفه&amp;zwnj;ای، صرفه&amp;zwnj;جویی&amp;zwnj;های ناشی از مقیاس و دیگر عوامل.&lt;br /&gt;تمامی این عوامل در ارتباط و متاثر از عامل کار هستند زیرا آموزش محور می&amp;zwnj;باشند و آموزش مختص انسان است. بنابراین در تئوری&amp;zwnj;های جدید رشد که اهمیت کار حداقل به همان میزان سرمایه در تئوری&amp;zwnj;های قبلی است، می&amp;zwnj;توان به نقش تحقیقات و توسعه و تاثیر&amp;zwnj;گذاری بر بهره&amp;zwnj;وری عامل کار تاکید فراوان نمود. سولو در سال 1957 از مطالعاتش در آمریکا نتیجه می&amp;zwnj;گیرد که 90&amp;zwnj;درصد رشد تولید هر کارگر در آمریکا در کل دوره 1949- 1909 به واسطه این عامل پسماند بوده است.&lt;br /&gt;شولتز نیز در این ارتباط اظهار می&amp;zwnj;دارد که عامل اصلی افزایش در درآمد ملی، به سرمایه&amp;zwnj;گذاری در نیروی انسانی برمی&amp;zwnj;گردد. بنابراین می&amp;zwnj;توان گفت از جمله عواملی که باعث انتقال تابع تولید می&amp;zwnj;گردد بهبود در آموزش نیروی کار بویژه از طریق انباشت سرمایه R&amp;amp;D داخلی و نشر R&amp;amp;D خارجی است. &lt;br /&gt;گالبرایت با بررسی عوامل اساسی توسعه کشورهای پیشرفته در قرن 19 به این دیدگاه رسیده است که در توسعه ممالک عقب&amp;zwnj;افتاده باید برای آموزش و پرورش توده&amp;zwnj;های مردم، حق تقدم و اولویت قائل شد تا مردم این ممالک، مستعد قبول راه و روش&amp;zwnj;های جدید توسعه و شیوه&amp;zwnj;های فنی شوند و سرآمدان که جامعه را راهنمایی می&amp;zwnj;کنند، تربیت شوند. گالبرایت فقدان سه عامل حکومت صحیح و سالم، تعلیم و تربیت و عدالت اجتماعی را مانع اصلی توسعه اقتصادی می&amp;zwnj;داند و معتقد است فقدان افراد درس خوانده و باسواد جهت گسترش فرهنگ و مبارزه با بی&amp;zwnj;سوادی توسعه ممالک را با مشکل مواجه می&amp;zwnj;کند. &lt;br /&gt;او سرمایه&amp;zwnj;گذاری در آموزش را در افزایش بهره&amp;zwnj;وری کشاورزان و کارگران اجتناب&amp;zwnj;ناپذیر می&amp;zwnj;داند و معتقد است، روش&amp;zwnj;های آموزش و پرورش همه کشورها باید هماهنگ با نیازمندی&amp;zwnj;های اقتصادی و اجتماعی آنان باشد. &lt;br /&gt;کیندل برگر معتقد است باید در عامل انسانی تحولاتی به وجود آید که این عامل شایسته نیل به رشد اقتصادی &amp;zwnj;گردد، وی بین سواد و توسعه اقتصادی وابستگی محکمی می&amp;zwnj;بیند و معتقد است باسوادی از طریق بهبود کیفیت نیروی کار در بهره&amp;zwnj;وری و از آن طریق تاثیر مثبتی روی توسعه اقتصادی دارد. (کیندل برگر، 1958، نقل از: صدوقی، 1352: 31)&lt;br /&gt;تجربه کشورهای پیشرفته نیز نشان می&amp;zwnj;دهد که توضیح نرخ رشد اقتصادی تنها از طریق افزایش سرمایه فیزیکی و جمعیت شاغل، ناکافی است و افزون بر سرمایه فیزیکی و نیروی کار عامل دیگری وجود دارد که رشد اقتصادی این جوامع را تشدید کرده است. این عامل کلی که به&amp;laquo;مازاد&amp;raquo; یا &amp;laquo;باقی مانده&amp;raquo; معروف شده، علت اساسی افزایش بهره&amp;zwnj;وری سرمایه و نیروی انسانی به حساب می&amp;zwnj;آید. در عمل این عامل ناشی از نوآوری&amp;zwnj;های فنی و پیشرفت&amp;zwnj;های کیفی در روش&amp;zwnj;های تولید است. به طوری &amp;zwnj;که توضیح&amp;zwnj;دهنده بخش مهمی از رشد اقتصادی کشورهای پیشرفته به حساب می&amp;zwnj;آید و به طور مستقیم و غیر مستقیم، با سطح بالاتر آموزش و پرورش در ارتباط است. (عمادزاده، 1374) &lt;br /&gt;در کل کمیت و کیفیت مورد انتظار از نتیجه فعالیت&amp;zwnj;ها تابع سرعت و صحت انجام کارها می&amp;zwnj;باشد، هرچه فعالیتی با سرعت و صحت مطلوب&amp;zwnj;تری انجام گیرد، قطعا بازده مطلوب&amp;zwnj;تری نیز خواهد داشت. اما سرعت و صحت، خود تابع دانش و سطح مهارت&amp;zwnj;ها می&amp;zwnj;باشد و این بسیار بدیهی است که رابطه دانش و آگاهی نسبت به رشد بهره&amp;zwnj;وری یک رابطه مستقیم است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تکنولوژی و تامین سرمایه&lt;br /&gt;بیشتر کارشناسان عامل موثر در رشد بهره&amp;zwnj;وری ژاپن را که مطابق با آمار از سال 1960 تا سال 1978 بیش از 400 برابر افزایش داشته است، سرمایه&amp;zwnj;گذاری وسیع در آن کشور و افزایش کارآیی دانسته&amp;zwnj;اند به&amp;zwnj;گونه&amp;zwnj;ای که در &lt;br /&gt;دهه 60 ژاپن سرمایه&amp;zwnj;ای معادل 18&amp;zwnj;درصد تولید ناخالص داخلی خود را در زمینه صنایع به کار انداخت، این امر این امکان را فراهم نمود که صنایع ژاپن همواره از آخرین تکنولوژی&amp;zwnj;های جهان بهره&amp;zwnj;گیری کنند و عمر ماشین&amp;zwnj;آلات در کارخانجات این کشور پایین باشد. بنابراین سرمایه&amp;zwnj;گذاری وسیع از طریق افزایش توان در به روز کردن تکنولوژی در ارتقای سطح بهره&amp;zwnj;وری در ژاپن تاثیرگذار بوده است. &lt;br /&gt;در تقسیم&amp;zwnj;بندی پیمان عوامل موثر بر بهره&amp;zwnj;وری در گروه&amp;zwnj;های عوامل داخلی و خارجی تقسیم می&amp;zwnj;شوند، عوامل داخلی بهره&amp;zwnj;وری بنگاه شامل عوامل سخت&amp;zwnj;افزاری که در کوتاه&amp;zwnj;مدت قابل تغییر نیستند، مانند تولید بنگاه، تکنولوژی تولید، ماشین&amp;zwnj;آلات و تجهیزات، مواد خام و انرژی و عوامل نرم&amp;zwnj;افزاری مانند افراد، سیستم&amp;zwnj;های سازمانی، روش&amp;zwnj;های کار و روش&amp;zwnj;های مدیریت است که به آسانی قابل &lt;br /&gt;تغییر هستند.&lt;br /&gt;عوامل خارجی موثر بر بهره&amp;zwnj;&amp;zwnj;وری به سه گروه اصلاحات ساختاری، منابع طبیعی و دولت و عوامل زیربنایی قابل تقسیم هستند که گروه اول شامل تغییرات اقتصادی (الگوی اشتغال، ترکیب سرمایه و تکنولوژی، رقابت و....) و تغییرات اجتماعی جمعیتی است. در این گروه تغییرات در ترکیب افزایش نسبی سرمایه، طول عمر و نوع سرمایه در بهره&amp;zwnj;وری بسیار موثر است و دیگر عامل بسیار اساسی و مهم در سطح کلان اقتصادی و موثر بر بهره&amp;zwnj;وری، تحقیق و توسعه می&amp;zwnj;باشد&lt;br /&gt;(پیمان، 1374: 71) مدیریت تحقیق و توسعه، تکنولوژی و به کاربردن روش&amp;zwnj;های تازه و فنون جدید، محصولات نو و فرآیندهای جدید تولید به طور چشمگیری در افزایش بهره&amp;zwnj;وری و تغییرات ساختاری نقش دارند.&lt;br /&gt;گالبرایت معتقد است ارتقای تکنولوژی بعد از &amp;zwnj;گذار کشورها از موانع اولیه توسعه اقتصادی مهم&amp;zwnj;ترین شرط توسعه است و بهترین روش برای به کار انداختن سرمایه&amp;zwnj;ها در راستای رسیدن به حداکثر بهره&amp;zwnj;وری و بازده اقتصادی، تامین و ارتقای تکنولوژی است. &lt;br /&gt;ویلیامز (1967) بیان می&amp;zwnj;کند که در اثر تحقیق و توسعه، منابع سرمایه&amp;zwnj;گذاری مشخص و معلوم می&amp;zwnj;گردد، سپس با سرمایه&amp;zwnj;گذاری مناسب به محصولات جدیدی می&amp;zwnj;رسیم که این خود باعث رشد اقتصادی می&amp;zwnj;گردد؛ چرا که با تحقیق توسعه در زمینه دانش، نوآوری&amp;zwnj;ها و اختراعات و ابداعات جدید به وجود می&amp;zwnj;آید که با استفاده از فرآیندهای جدید که خود متاثر از تحقیقات و توسعه است، به تلاش برای تولید محصولات جدید با کیفیت بالاتر پرداخته می&amp;zwnj;شود. که خود باعث رونق تولید و افزایش رشد بلندمدت می&amp;zwnj;گردد.&lt;br /&gt;ساوادا (2004) بیان می&amp;zwnj;کند که رابطه مثبت بین انتقال فن&amp;zwnj;آوری و یادگیری از طریق انجام کار وجود دارد. وقتی که صنایع خارجی کشورهای توسعه&amp;zwnj;یافته اقدام به سرمایه&amp;zwnj;گذاری در کشورهای در حال توسعه می&amp;zwnj;کنند، به تدریج دانش فنی را به کلیه کارگران به کار گرفته دراین کشورها منتقل می&amp;zwnj;کنند. بنابراین، افزایش در موجودی سرمایه موجودی بنگاه&amp;zwnj;های صنعتی خارجی منجر به افزایش موازی در انباشت دانش از طریق آموزش حین کار می&amp;zwnj;شود. انتقال فن&amp;zwnj;آوری، آورده فن&amp;zwnj;آوری&amp;zwnj;های خارجی با بهره&amp;zwnj;وری بالاتر است؛ به طوری که سرریزهای فن&amp;zwnj;آوری منجر به افزایش در بهره&amp;zwnj;وری بنگاه&amp;zwnj;های محلی می&amp;zwnj;شود. به این ترتیب، افزایش در بهره&amp;zwnj;وری که بر پایه انتقال فن&amp;zwnj;آوری و سرریزها قرار دارد، بر رشد اقتصادی کشورهای میزبان موثر است. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دستمزد&lt;br /&gt;ارتباط بین دستمزد نیروی کار با توسعه اقتصادی اولین بار در سطح اقتصاد خرد مطرح شد و همگام با رشد صنایع، انواع نظام&amp;zwnj;های مزدی منطبق با بهره&amp;zwnj;وری کار به وجود آمد. در این نظام&amp;zwnj;ها بخشی از مزد یا همه آن به بازده فردی یا گروهی ارتباط پیدا می&amp;zwnj;کند، این نظام&amp;zwnj;ها به&amp;zwnj;عنوان نظام &amp;laquo;پرداخت بر اساس نتایج&amp;raquo; تقریبا در همه قراردادهای کار دسته جمعی نقش دارند.&lt;br /&gt;مزد و بهره&amp;zwnj;وری دو پدیده مهم اقتصادی هستند که دردو سطح خرد و کلان مورد توجه صاحب&amp;zwnj;نظران اقتصادی و سیاستگذاران است، ارتباط مزد و بهره&amp;zwnj;وری کار در سطح خرد، به لحاظ ایجاد انگیزه در نیروی کار از طریق دستمزد&amp;zwnj;ها و ارتقای بهره&amp;zwnj;وری نیروی کار از این طریق مورد توجه است. در سطح کلان ارتباط این دو به خاطر سیاست&amp;zwnj;های تثبیت، کنترل تورم و اجتناب از چرخه&amp;zwnj;های مخاطره بر انگیز و بهره گرفتن نیروی کار از دستمزد ناشی از افزایش بهره&amp;zwnj;وری مد نظر است؛ به گونه&amp;zwnj;ای که اگر مزدها کمتر از بهره&amp;zwnj;وری کار رشد یابند و سهم نیروی کار به تناسب بالا نرود، رشد اقتصادی کاهش یافته و رکود اقتصادی گریز ناپذیر خواهد بود. شواهد تجربی، به&amp;zwnj;وی&amp;zwj;&amp;zwj;&amp;zwj;&amp;zwj;&amp;zwj;&amp;zwj;ژه مطالعاتی که در آخر قرن بیستم در آمریکا صورت گرفته، چنین نظری را قویا تا&amp;zwnj;یید می&amp;zwnj;کند. &lt;br /&gt;روند بهره&amp;zwnj;وری واقعی کار و دستمزد واقعی برای 16 کشور عضو سازمان کشورهای اسلامی نشان داده است که در اکثر آنها مزد و بهره&amp;zwnj;وری به صورت هم جهت با هم تغییر می&amp;zwnj;کند؛ به گونه&amp;zwnj;ای که در 9 کشور هم مزدها و هم بهره&amp;zwnj;وری نیروی کار هر دو افزایش داشته&amp;zwnj;اند و در 5 کشور هم مزدها و هم بهره&amp;zwnj;وری نیروی کار هر دو کاهش یافته&amp;zwnj;اند. (sebnem، 1988) &lt;br /&gt;کانینگهام بخش مهم و قابل ملاحظه&amp;zwnj;ای از مطالعات خود در بررسی روند بهره&amp;zwnj;وری و مزد در آمریکا را به بررسی علل به وجود آمدن بحران و رکودهای بزرگ قرن بیستم پرداخته است، به اعتقاد او عدم تعادل در بهره&amp;zwnj;وری و مزدها نقش اساسی در ایجاد بحران عظیم 1929 و رکودهای مهم دیگر از جمله رکود سال 1995 داشته است به گونه&amp;zwnj;ای که در این سال قدرت خرید مصرف&amp;zwnj;کنندگان به طور محسوسی کاهش پیدا کرده است و این در حالی بود که افزایش بهره&amp;zwnj;وری، تولید&amp;zwnj;کنندگان را به تولید بیشتر قادر ساخته بود، ولی این امر به افزایش نجومی در دریافتی&amp;zwnj;های مدیران اجرایی ارشد شرکت&amp;zwnj;ها انجامیده بود و دیگر کارکنان سهمی از آن نبرده بودند. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تجارت خارجی &lt;br /&gt;برخی اقتصاددانان بر اساس فرضیه&amp;zwnj;های تجارت- رشد درون&amp;zwnj;زا معتقدند که گسترش تجارت خارجی و آزادسازی تجاری نه تنها سطح بهره&amp;zwnj;وری، بلکه نرخ رشد بلندمدت بهره&amp;zwnj;وری را نیز در کشورهای در حال توسعه افزایش می&amp;zwnj;دهد.&lt;br /&gt;در طی دهه&amp;zwnj;های اخیر استراتژی توسعه صادرات طرفداران زیادی پیدا کرده و یکی از علل آن کمبودهای استراتژی جایگزینی واردات و توسل به سیاست&amp;zwnj;های صنعتی و نگرش&amp;zwnj;هایی که دولت را کارگزار توسعه معرفی می&amp;zwnj;کردند در تحقق انتظارات طرفدارانشان بوده است.&lt;br /&gt;اقتصاددانان طرفدار استراتژی توسعه صادرات معتقدند که آزاد&amp;zwnj;سازی تجاری نه تنها منجر به افزایش سطح تولید، بلکه باعث رشد اقتصادی بالاتر می&amp;zwnj;شود. در حقیقت تجارت با افزایش تنوع و کیفیت نهاده&amp;zwnj;های واسطه&amp;zwnj;ای، انتقال و گسترش دانش، افزایش اندازه بازارها، رشد اقتصادی را تحریک می&amp;zwnj;کند.&lt;br /&gt;الگو&amp;zwnj;های مختلفی که در این زمینه توسط تئوریسین&amp;zwnj;های رشد درون&amp;zwnj;زا ارائه شده، پیش&amp;zwnj;بینی می&amp;zwnj;کند که آزادسازی تجاری از طریق افزایش رشد بهره&amp;zwnj;وری، آثار مثبتی بر رشد اقتصادی دارد. در حقیقت افزایش صادرات به ارزآوری بالاتر منجر می&amp;zwnj;شود و صنایع قادر خواهند بود تا فن&amp;zwnj;آوری و تکنولوژی خود را ارتقا دهند و به تبع این امر سطح بهره&amp;zwnj;وری خود را بالا ببرند.(بالاسا،1979)&lt;br /&gt;افزایش واردات نیز از طریق باز شدن اقتصاد به روی تجارت خارجی منجر به رقابت بیشتر می&amp;zwnj;شود و آثار مثبتی بر سطح بهره&amp;zwnj;وری کشورها و کیفیت و تنوع محصولات آنها می&amp;zwnj;گذارد؛ به دلیل اینکه با گسترش رقابت، بنگاه&amp;zwnj;های داخلی ترغیب می&amp;zwnj;شوند با کارآیی بیشتری از منابع موجود استفاده کنند و بهره&amp;zwnj;وری خود را بهبود می&amp;zwnj;بخشند.&lt;br /&gt;با آزاد&amp;zwnj;سازی تجاری هزینه&amp;zwnj;های متوسط در اکثر صنایع به&amp;zwnj;ویژه در صنایع تولید کالاهای قابل مبادله کاهش یافته است، در مورد کالاهای قابل ورود کاهش هزینه&amp;zwnj;ها عمدتا ناشی از بهبود بهره&amp;zwnj;وری نسبی و در مورد کالاهای قابل صدور به&amp;zwnj;دلیل نهاده&amp;zwnj;های وارداتی ارزان&amp;zwnj;تر بوده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بهره&amp;zwnj;وری در اقتصاد ایران&lt;br /&gt;ایران کشوری است با امکانات مناسب و مشکل اصلی آن عدم استفاده بهینه از منابع می&amp;zwnj;باشد (بهشتی، 1384: 8) به طوری که امکانات فراوانی به هدر می&amp;zwnj;رود و از منابع در دسترس کار، زمین و سرمایه استفاده بهینه نمی&amp;zwnj;کنیم و این گویای ضعف مدیریت جامع در استفاده از منابع می&amp;zwnj;باشد و نتیجه آن بهره&amp;zwnj;وری پایین در صنایع کشور است.&lt;br /&gt;تصور عمومی بر این است که برای افزایش رشد اقتصادی لازم است ظرفیت&amp;zwnj;های تولیدی اضافه شود؛ در حالی که علاوه بر ظرفیت&amp;zwnj;سازی، افزایش بهره&amp;zwnj;وری باید در افزایش رشد اقتصادی مورد توجه باشد.&lt;br /&gt;بهره&amp;zwnj;وری با بسیاری از حوزه&amp;zwnj;ها ارتباط پیدا می&amp;zwnj;کند. قطعا انباشت سرمایه انسانی یکی از عوامل کلیدی رشد اقتصادی محسوب می&amp;zwnj;شود. ولیکن تجربه کشورهای مختلف دنیا و تحلیل&amp;zwnj;&amp;zwnj;های اقتصاددانانی مثل، شولتز (طیب نیا، 1384: 34) نشان داد که اهمیت سرمایه&amp;zwnj;گذاری در نیروی انسانی یا سرمایه انسانی، از سرمایه فیزیکی به مراتب بیشتر و بالاتر است. با سرمایه&amp;zwnj;گذاری در نیروی انسانی می&amp;zwnj;توان مهم&amp;zwnj;ترین منبع تولید را افزایش داد. منظور از سرمایه&amp;zwnj;گذاری نیروی انسانی، هزینه&amp;zwnj;هایی است که در خصوص تحصیلات، آموزش ضمن خدمت، سلامت، بهداشت و تغذیه نیروی کار صرف می&amp;zwnj;شود و منجر به افزایش بهره&amp;zwnj;وری کار می&amp;zwnj;گردد. مسلما این گونه هزینه&amp;zwnj;ها توان مردم در انجام وظایف را افزایش می&amp;zwnj;دهد و می&amp;zwnj;تواند از این مجرا تاثیر مثبت بر رشد اقتصادی کشور داشته باشد. مطالعاتی که در کشورهای مختلف دنیا شده این رابطه نزدیک و همبستگی معنی&amp;zwnj;دار بین سرمایه انسانی و رشد اقتصادی را تایید می&amp;zwnj;کند. (طیب نیا، 1384: 34)&lt;br /&gt;بهره&amp;zwnj;وری از مجراهای دیگری نیز می&amp;zwnj;تواند ارتقا یابد و به افزایش رشد اقتصادی کمک کند، مورد دیگری که در مطالعات جهانی اثبات شده، نقش اساسی در رشد اقتصادی ایفا می&amp;zwnj;کند، هزینه&amp;zwnj;های تحقیق و توسعه است که از طریق بهبود و خلق تکنولوژی به واحدهای تولیدی اجازه می&amp;zwnj;دهد کالاهای متنوع&amp;zwnj;تر، جدیدتر و با کیفیت بالا تولید کنند تا بتوانند سهم بالاتری از تولید بازارها را کسب کنند و از این طریق با کاهش هزینه&amp;zwnj;ها قیمت تمام شده محصولات خود را کاهش می&amp;zwnj;دهند و بنابراین از این دو مجرا به افزایش بیشتر تولید دسترسی پیدا می&amp;zwnj;کنند و این بیانگر نقش تحقیق و توسعه در افزایش بهره&amp;zwnj;وری می&amp;zwnj;باشد.&lt;br /&gt;عامل دیگری که به خصوص در ایران حائز اهمیت و توجه است، بحث رقابت&amp;zwnj;پذیری است. وقتی واحدهای تولیدی سعی می&amp;zwnj;کنند وارد بازارهای خارجی شوند، توفیق در ورود به بازارهای خارجی و رقابت با بنگاه&amp;zwnj;های مختلف مستلزم افزایش کارآیی و افزایش بهره&amp;zwnj;وری است. اگر سعی نکنیم به طور مستمر هزینه&amp;zwnj;ها را کم بکنیم و کیفیت محصول را بالا ببریم، امکان رقابت در بازارهای جهانی را نخواهیم داشت. به نحو مشابهی ورود کالاهای خارجی در بازار داخلی و رقابت با محصولات تولیدی می&amp;zwnj;تواند در جهت ارتقای بهره&amp;zwnj;وری و کارآیی موثر واقع شود. &lt;br /&gt;اقتصاد ایران بر اساس حساب&amp;zwnj;های ملی و طبقه&amp;zwnj;بندی فعالیت&amp;zwnj;های اقتصادی دارای چهار بخش عمده کشاورزی، صنایع و معادن، خدمات و نفت است. افزایش بهره&amp;zwnj;وری در بخش صنعت، به&amp;zwnj;عنوان یک ضرورت جهت ارتقای سطح زندگی و رفاه بیشتر و آرامش و آسایش، ضروری می&amp;zwnj;باشد و ارتقای آن همراه مد نظر سیاست&amp;zwnj;مداران، اقتصاددانان، صاحبان صنایع و دولتمردان بوده است.&lt;br /&gt;بررسی بهره&amp;zwnj;وری بخش صنعت نشان می&amp;zwnj;دهد که به ازای هر واحد داده (مجموع مصارف واسطه، جبران خدمات شاغلین و استهلاک سرمایه)، چند واحد ستانده حاصل گردیده است. رشد بهره&amp;zwnj;وری طی دوره 1382 -1373 در کل 76/0-&amp;zwnj;درصد به دست آمده است. &lt;br /&gt;محاسبات انجام شده نشان می&amp;zwnj;دهند که سطح بهره&amp;zwnj;وری کل در بخش صنعت و زیر بخش&amp;zwnj;های آن دارای روندی نزولی بوده و از 73/1 در سال 1373 به 63/1 در سال 1382 نزول کرده است و شاخص آن از 100 در سال 1373 به 07/94 در سال 1382 رسیده است. با مطالعه زیر بخش&amp;zwnj;های صنعت مشاهده می&amp;zwnj;کنیم که صنایع تولید محصولات از توتون و تنباکو- سیگار با متوسط بهره&amp;zwnj;وری کل 4/2 صنایع تولید زغال و کک- پالایش&amp;zwnj;های نفت و سوخت&amp;zwnj;های هسته&amp;zwnj;ای با 31/2 و تولید کانی غیرفلزی با بهره&amp;zwnj;وری کل 23/2 دارای متوسط بالاترین میزان بهره&amp;zwnj;وری کل بوده و صنایع تولید منسوجات با متوسط بهره&amp;zwnj;وری کل 41/1، صنایع مواد غذایی با متوسط بهره&amp;zwnj;وری در کل 48/1 و دباغی و عمل آوری چرم و ساخت کیف و چمدان با متوسط بهره&amp;zwnj;وری کل 52/1 دارای کمترین میزان بهره&amp;zwnj;وری کل در بخش صنعت بوده&amp;zwnj;اند. این امر حاکی از این واقعیت می&amp;zwnj;باشد که این صنایع به لحاظ تخصیص منابع و استفاده بهینه از آنها در وضعیت نامطلوبی قرار دارند.&lt;br /&gt;با جمع&amp;zwnj;بندی در این مقاله سعی کردیم طبقه&amp;zwnj;بندی را از عوامل تاثیر&amp;zwnj;گذار بر بهره&amp;zwnj;وری ارائه کنیم.&lt;br /&gt;همچنین نشان دادیم که ارتباط نزدیک توسعه اقتصادی و بهره&amp;zwnj;وری تولید، همواره مورد توجه اقتصاددانان بوده است، نظریه کار آدام&amp;zwnj;اسمیت که افزایش بهره&amp;zwnj;وری را نتیجه تقسیم کار دانسته و تقسیم کار را عامل رشد اقتصادی می&amp;zwnj;داند، تایید ادعای فوق است، وی معتقد است کاهش بهره&amp;zwnj;وری، کاهش درآمد و کاهش سطح زندگی را که علت اساسی توسعه نیافتگی می&amp;zwnj;باشد، به دنبال دارد و کاهش سطح زندگی نیز به نوبه خود سطح پایین بهره&amp;zwnj;وری را موجب می&amp;zwnj;گردد. &lt;br /&gt;در این میان سیمون کوزنتس نیز به نقش بهره&amp;zwnj;وری در رشد اقتصادی بسیار تاکید داشته چنانچه در تعریف شش خصوصیت جریان رشد که تقریبا در کلیه کشورهای پیشرفته معاصر وجود دارد از نرخ بالای افزایش بهره&amp;zwnj;وری به&amp;zwnj;عنوان یکی از دو متغیر کلی اقتصادی نام برده است. &lt;br /&gt;جرالد میر در &amp;laquo;مباحث اساسی اقتصاد توسعه&amp;raquo; اشاره می&amp;zwnj;کند که کشف جالب توجه دومین مرحله از توسعه این بود که هر زمان عواید عوامل (میزان دستمزد، بازدهی به ازای هر واحد سرمایه) که بیانگر سهم عوامل تولید در فرآیند رشد اقتصادی بوده&amp;zwnj;اند، به عنوان مقیاس&amp;zwnj;هایی مورد استفاده قرار گرفته&amp;zwnj;اند، میزان قابل&amp;zwnj;توجهی از رشد بدون توضیح به جا مانده که نهایتا به عنوان پسماند شناخته شده است. در ابتدا تصور می&amp;zwnj;شد که این پسماند ضریب پیشرفت فنی است؛ اما بعد تشخیص داده شد که این پسماند ترکیبی از چندین نیروی متفاوت است و بااهمیت&amp;zwnj;ترین آنها به تخصیص مجدد منابع از کاربری با بهره&amp;zwnj;وری پایین به کاربری با بهره&amp;zwnj;وری بالاتر از طریق نیروهای طبیعی بازار یا از طریق کاهش موانع نام برده شده است (جرالد میر، 1378).&lt;br /&gt;نگرشی با بینش منطقی و عملی به سوددهی و پیشرفت صنایع کشور به طور حتم ما را بر آن باور هدایت خواهد کرد که بالا رفتن بهره&amp;zwnj;وری به افزایش سوددهی منجر خواهد شد و این بهترین و مطمئن&amp;zwnj;ترین راه پیشرفت شرکت&amp;zwnj;ها و کارخانجات می&amp;zwnj;باشد. در راه رسیدن به این هدف می&amp;zwnj;بایست عوامل و شرایط بسیاری را مورد مطالعه و تجربه قرار داد و بر اساس نتایج حاصله روش&amp;zwnj;های علمی و برنامه&amp;zwnj;ریزی شده را با آگاهی از نتایج عملکرد آنها به مورد اجرا گذاشت و به بازدهی مطلوب رسید. &lt;br /&gt;امروزه ما با دور باطل بهره&amp;zwnj;وری پایین مواجه هستیم. بدین ترتیب که بهره&amp;zwnj;وری پایین در بخش صنعت، افزایش قیمت&amp;zwnj;ها، افزایش هزینه هر واحد تولید، کسادی و رکود فروش در بازار صادرات، استفاده کمتر از ظرفیت&amp;zwnj;های تولید، تشکیل کند سرمایه و نهایتا کاهش مجدد بهره&amp;zwnj;وری را موجب شده است. &lt;br /&gt;لازمه دستیابی به رشد اقتصادی صنعتی مناسب در وهله اول خروج از سیکل شوم بهره&amp;zwnj;وری پایین می&amp;zwnj;باشد. بدین ترتیب اطلاع و آگاهی نسبت به عوامل موثر بر بهره&amp;zwnj;وری جهت ارائه راهکارهایی برای افزایش آن ضروری می&amp;zwnj;باشد. &lt;br /&gt;آنچه مسلم است مشکل عمده ما در ایران محدودیت منابع تولید نیست، ما حجم بسیار بالایی از سرمایه را در اختیار داشته&amp;zwnj;ایم. نفت یک فرصت و ثروتی در اختیار ما بوده که می&amp;zwnj;توانسته مشکلات ما را مرتفع بکند. مشکل نیروی کار هم نداشته&amp;zwnj;ایم. پس مشکل کجاست؟&lt;br /&gt;به نظر می&amp;zwnj;رسد که مشکل اصلی ما مشکل تخصیص غیرکارآمد منابع و عدم بهره&amp;zwnj;برداری بهینه از نیروی کار و سرمایه کشور است که می&amp;zwnj;باید با کاهش نقش دولت در اقتصاد، آزادسازی&amp;zwnj;های اقتصادی و رفتن به سمت اقتصاد آزاد نسبت به افزایش بهره&amp;zwnj;وری اقدام نمود، چرا که تا هنگامی که بخش خصوصی متصدی امور نباشد، نمی&amp;zwnj;توان نسبت به افزایش بهره&amp;zwnj;وری به هیچ وجه امیدوار بود. پس از این حوزه نیز باز به آزاد&amp;zwnj;سازی و خصوصی&amp;zwnj;سازی اقتصادی می&amp;zwnj;رسیم؛ اما همچنین باید توجه داشت که شبه دولتی کردن مالکیت و کارخانه&amp;zwnj;ها و امثالهم نمی&amp;zwnj;تواند کمکی به اقتصاد ایران کرده، بلکه شواهدی مبنی بر پایین&amp;zwnj;تر بودن بهره&amp;zwnj;وری در بخش&amp;zwnj;های شبه دولتی و غیرخصوصی حتی نسبت به بخش&amp;zwnj;های دولتی وجود دارد. بنابراین باید به سمت آزاد&amp;zwnj;سازی&amp;zwnj;های اقتصادی و خصوصی&amp;zwnj;سازی واقعی حرکت کنیم.&lt;br /&gt;&lt;span style="color: #003366;"&gt;علی کیوان پناه&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&amp;nbsp;-کارشناس ارشد اقتصاد&lt;br /&gt;منابع&lt;br /&gt;1 - آکیوموریتا، ترقی ژاپن تلاش آگاهانه معجزه، ترجمه: رجب&amp;zwnj;زاده، &amp;zwnj;هاشم، انتشارات صدا و سیما، تهران، 1374.&lt;br /&gt;2 - اوکیتا، سابورو و دیگران، مدیریت ژاپنی در رویارویی جهانی، ترجمه: طوسی، محمد علی، سازمان مدیریت صنعتی، 1369.&lt;br /&gt;3 - ایشی&amp;zwnj;هارا، شینتارو، ژاپنی که می&amp;zwnj;تواند بگوید نه، ترجمه: نجف زاده خویی، فرهاد، موسسه انتشارات وزارت علوم خارجه، 1373.&lt;br /&gt;4 - پورشه، لویی، جامعه صنعتی جدید از دیدگاه گالبرایت، ترجمه: مظفری، مهدی، انتشارات دانشگاه تهران، تهران، 1353.&lt;br /&gt;5 - دادگر، یدالله، تاریخ تحولات اندیشه اقتصادی، موسسه انتشارت دانشگاه مفید، 1383.&lt;br /&gt;6 - کتاب مقالات نخستین همایش ملی بهره&amp;zwnj;وری و توسعه، سازمان مدیریت و برنامه&amp;zwnj;ریزی آذربایجان شرقی، 1385.&lt;br /&gt;7 - شاکری، عباس، اقتصاد خرد 2، نشر نی، 1385.&lt;br /&gt;8 - شاه آبادی، ابوالفضل، بررسی عوامل تعیین&amp;zwnj;کننده بهره&amp;zwnj;وری کل عوامل اقتصادی در ایران، نامه مفید، شماره 38، مهر و آبان 1382.&lt;br /&gt;9 - طاهری، عبدالله، تحلیل مزد و بهره&amp;zwnj;وری در صنایع ایران، فصلنامه پژوهش&amp;zwnj;های اقتصادی ایران، شماره 17، زمستان 1382.&lt;br /&gt;10 - عبادی، جعفر، مباحثی در اقتصاد خرد، سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاه&amp;zwnj;ها، تهران، 1379.&lt;br /&gt;11 - غنی نژاد، موسی، تجدد طلبی و توسعه در ایران معاصر، نشر مرکز، 1382.&lt;br /&gt;12 - کوپایی، مجید و علیرضا دربان آستانه، بررسی عوامل موثر بر بهره&amp;zwnj;وری صنایع کوچک روستایی، اقتصاد کشاورزی و توسعه، سال نهم، شماره 33، بهار 1380.&lt;br /&gt;13 - متوسلی، محمود، توسعه اقتصادی: مفاهیم، مبانی نظری، رویکرد نهادگرایی و روش&amp;zwnj;شناسی، سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاه&amp;zwnj;ها، تهران، 1382.&lt;br /&gt;14 - میر، جرالد، مباحث اساسی اقتصاد توسعه، ترجمه: آزاد، غلامرضا، نشر نی، تهران، 1378.&lt;br /&gt;15 - متوسلی، محمود، توسعه اقتصادی ژاپن با تاکید بر آموزش انسانی، موسسه مطالعات و پژوهش&amp;zwnj;های بازرگانی، 1374.&lt;br /&gt;16 - مهرآرا، محسن و رضا محسنی، آثار تجارت خارجی بر بهره&amp;zwnj;وری، مجله تحقیقات اقتصادی، شماره 66، پاییز 1383.&lt;br /&gt;17 - هیروتاکا، تاکوچی، مدیریت در ژاپن، ترجمه: افشین منش، حسین، موسسه انتشارات جهاد دانشگاهی، بهار 1371.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;منابع انگلیسی &lt;br /&gt;1- Azusa Tomiura, &amp;laquo;Productivity in Japan&amp;rsquo;s manufacturing industry&amp;rdquo;, &lt;br /&gt;International Journal of Production Economics&amp;rdquo;, 1997.&lt;br /&gt;2- Edwin r. Dean and Mark K. Sherwood, &amp;laquo;Manufacturing costs, Productivity and Competitiveness, 1979-93&amp;rdquo;, Monthly Labor Review, 1994.&lt;br /&gt;3- Klaus Conrad, &amp;laquo;Productivity and Cost Gaps in Manufacturing Industries in U.S., Japan and Germany &amp;laquo;, European Economic Review, 1988.&lt;br /&gt;4- Regis Bonelli,&amp;rdquo;Growth and Productivity in Brazilian Industries&amp;rdquo;, Journal of Development Industries, 1992.&lt;br /&gt;5- Rug ayah Mohamed, &amp;laquo;productivity and competitiveness of Malaysia&amp;rsquo;s manufacturing industries&amp;rdquo;, University Technology Malaysia, 2005. &lt;br /&gt;6- Yosuke Okada,&amp;raquo; Competition and Productivity in Japanese Manufacturing industries &amp;laquo;, Journal of The Japanese and International Economies, 2005 &lt;br /&gt;برگرفته از دنیای اقتصاد&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://mradeli.persianblog.ir/post/159</link>
      <author>محمدرضا عادلی</author>
      <comments>http://comments.persianblog.ir/?blogID=12179&amp;postID=3835384</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-12179.post-3835384</guid>
      <pubDate>Wed, 25 Nov 2009 11:42:51 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>قفل یعنی اینکه کلیدی هست:</title>
      <description>&lt;div id="t3"&gt;
&lt;div id="ptitle"&gt;&lt;a href="http://persianblog.ir/post-436.aspx"&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id="postbody"&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;&lt;strong&gt;&lt;a href="http://www.eghtesadi.ir/" target="_blank"&gt;&lt;span style="background-color: #00cccc; font-size: medium;"&gt;سایت اقتصادی&lt;/span&gt; &lt;/a&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img style="width: 525px; height: 411px;" src="http://www.blogfa.com/photo/m/max-handsome.jpg" alt="" width="521" height="171" /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;strong&gt;آیا هدفمند کردن یارانه ها موجب افزایش تورم میشود؟&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;strong&gt;موضوع هدفمند کردن یارانه ها،بحثهای فراوانی را در محافل عمومی&amp;nbsp;&amp;nbsp; و نیز رسانه ها موجب گشته که نگرانیهای زیادی را در میان مردم ایجاد نموده است، &amp;nbsp;که اگر یارانه هاهدفمندشود باعث افزایش تورم،تعطیلی موسسات اقتصادی &amp;nbsp;و نیز سرانجام منجر به افزایش افسارگسیخته بیکاری می شود.&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;strong&gt;به همین علت دانشجویان و دیگر صاحبنظران اقتصادی پرسشهای را مطرح کرده اند که به علت افزایش بیشمار آن پاسخگویی به تک تک آنها میسر نبود ، به همین منظور نوشته ای تقدیم شما خوانندگان محترم میگرددکه امیدوارم بتواند پاسخگوی همه سوالات شماپرسش کنندگان محترم باشد.&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;strong&gt;بایستی به استحضار برسانم اگر بحث فقط نحوه پرداخت یارانه ها باشدکه عده ای معتقدند موجب افزایش تورم میگردد ،راه حل منطقی ومناسبی وجود دارد که بتوان از هرگونه افزایش تورم جلوگیری نمود،وآن اینست که وقتی پرداخت یارانه ها غیرنقدی یعنی از طریق کارت اعتباری الکترونیکی صورت گیرد آن دسته از کالاهایی که قرار است مشمول هدفمند کردن یارانه ها شود،از طریق کارتهای الکترونیکی پرداخت شده،میتواند طوری برنامه ریزی شود که این پرداخت یارانه ها به علت اینکه نقدا"در اختیار&amp;nbsp; مردم قرار نمی گیرد افزایش تورمی را منجر نگردد بطور مثال مردم فقط قادر باشند که آب،برق،گاز وتلفن و--- رااز طریق کارت خرید الکترونیکی خود پرداخت نمایند ونحوه مصرف این یارانه ها نیز از این طریق کنترل شود.&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;strong&gt;اما انتقاد مخالفان هدفمند کردن یارانه ها بحث افزایش تورم نیست ،بلکه اصولا"مخالف پرداخت هر گونه یارانه به طبقات فقیر جامعه هستند ومعتقدند که این یارانه ها فقط بایستی در اختیار اقشار مرفه قرار گیرد و اقشار مرفه باسرمایه گذاری خود می توانند ضمن ایجاد اشتغال ، سبب کاهش بیکاری شوند ولی اگر این یارانه ها در اختیار اقشار فقیر قرار گیرد ، بعلت اینکه این افراد نحوه صحیح استفاده از این یارانه هارا نمی دانند ، همه را به یکباره هزینه نموده وضمن اینکه سبب افزایش تورم میشوند ، سبب هرچه ضعیفتر شدن اغنیا( ودرنتیجه تعطیلی موسسات اقتصادی که بیکاری ودیگر معضلات اقتصادی واجتماعی را درپی خواهد داشت) خواهند گردید.&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;strong&gt;اصولا" اغنیا معتقدند که فقط اینان هستند که دارای افکار اقتصادی بوده ومیتوانند با دریافت یارانه ها درجهت رشد اقتصادی گام بردارند واگر فقرا دارای فکر اقتصادی بودند که اینچنین فقیر باقی نمی ماندند ، یعنی براین با ورند که فقرا دارای افکار اقتصادی نبوده واز پرداخت هرگونه یارانه به آنان بایستی خودداری شود، وبراین باورند که وقتی کشوری دچار بحران اقتصادی میشود بجای کمک به مردم فقیر به مدیران موسسات اقتصادی کمک میشود تا این مدیران بتوانند با تدبیر خود کشوررا از این بحرانی که دامنگیرش شده نجات دهند.&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;strong&gt;آنچه درشرایط کنونی &amp;nbsp;بیش از همه موجب نگرانی اغنیا شده اینست که معتقدند وقتی که فقرا ازیارانه نقدی استفاده نمایند ، دیگر حاضر برای کار برای آنان با دستمزدی که توسط آنها تعیین شده نبوده وخواهان افزایش حقوق ودستمزد خود خواهند شد ، که اعتقاد دارند اگر اینطور شود میزان سود آوری آنان کاهش خواهد یافت ، لذا با پرداخت هرگونه یارانه به آنان وبخصوص حذف یارانه خود مخالفند. وگرنه همه میدانند که قفل یعنی اینکه کلیدی هست.&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;strong&gt;اینجانب از هرگونه اظهارنظر وپیش داوری درخصوص هدفمند کردن یارانه ها واز اینکه به کدامیک از این دوطبقه بایستی یارانه تعلق گیرد تا نظاره گرجامعه ای سالم وشاداب وبارونق اقتصادی باشیم ، خودداری نموده و این اظهار نظر را به شما خوانندگان گرامی محول می نمایم.&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;strong&gt;درپایان امیدوارم با همت وپشتکار شما صاحبنظران واندیشمندان اقتصادی بتوانیم شاهد جامعه ای شاداب وباطراوت ورونق اقتصادی&amp;nbsp; باشیم.&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;</description>
      <link>http://mradeli.persianblog.ir/post/157</link>
      <author>محمدرضا عادلی</author>
      <comments>http://comments.persianblog.ir/?blogID=12179&amp;postID=3781079</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-12179.post-3781079</guid>
      <pubDate>Fri, 13 Nov 2009 10:33:27 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>تبعات جهانی معضل بیکاری :</title>
      <description>&lt;div id="t3"&gt;
&lt;div id="ptitle"&gt;&lt;a href="http://persianblog.ir/post-411.aspx"&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id="postbody"&gt;
&lt;td style="padding-left: 25px; padding-right: 20px; border-collapse: collapse;" dir="rtl" colspan="4" align="right" valign="top"&gt;&amp;nbsp;&lt;/td&gt;
&lt;span style="color: #a6201f; font-size: 12pt; font-weight: bold;"&gt;&amp;nbsp;&lt;a href="http://www.eghtesadi.ir/" target="_blank"&gt;&lt;span style="background-color: #99cc33; font-size: medium;"&gt;سایت اقتصادی&lt;/span&gt; &lt;/a&gt;&lt;/span&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;td style="padding-left: 25px; padding-right: 20px; border-collapse: collapse;" dir="rtl" colspan="3" align="right" valign="top"&gt;&amp;nbsp;&lt;/td&gt;
&lt;table style="padding-left: 10px; width: 0%; border-collapse: collapse;" border="0" cellspacing="0" cellpadding="0" align="right" bordercolor="#c0c0c0"&gt;
&lt;tbody&gt;
&lt;tr&gt;
&lt;td width="100%" align="right"&gt;
&lt;table id="Table2" style="width: 0%; border-collapse: collapse;" border="1" cellspacing="0" cellpadding="0" align="right" bordercolor="#c0c0c0"&gt;
&lt;tbody&gt;
&lt;tr&gt;
&lt;td width="100%"&gt;&lt;a title="تبعات جهانی معضل بیکاری " href="http://www.mojnews.com/images%5Cnews_image%5Cmojnews_880231_190167190167unemployment1.jpg" target="_blank"&gt;&lt;img style="border-bottom: 1px; border-left: 1px; border-top: 1px;" src="http://www.mojnews.com/images%5Cnews_image%5Cmojnews_880231_190167190167unemployment2.jpg" alt="تبعات جهانی معضل بیکاری " hspace="10" vspace="10" align="right" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/td&gt;
&lt;/tr&gt;
&lt;/tbody&gt;
&lt;/table&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;/tr&gt;
&lt;/tbody&gt;
&lt;/table&gt;
&lt;p align="justify"&gt;&lt;span style="color: #336699; font-size: 12pt; font-weight: normal;"&gt;&lt;strong&gt;&amp;nbsp;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: black; font-size: 9pt; font-weight: normal;"&gt;افزایش بیکاری و حذف مشاغل در اثر رکود و بحران اقتصادی، تبعات مختلف و متعددی را پیش روی جهان قرار داده است که اهم آنها را به شرح زیر می&amp;rlm;توان برشمرد: &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;1. &lt;strong&gt;کاهش درآمد بیکاران: &lt;/strong&gt;اگرچه بیکاران در بسیاری از کشورهای جهان از مزایا و حقوق بیکاری و کمک هزینه&amp;rlm;های مشابهی برخوردارند، اما بسیاری بر این باورند که این رخداد باعث کاهش چشمگیر درآمد افراد و در نتیجه بروز مشکلات بسیار زیادی در پرداخت صورتحساب&amp;rlm;ها یا بازپرداخت وام و تسهیلات دریافتی آنها خواهد شد. به این ترتیب، عده&amp;rlm;ای در اثر بیکاری مجبور به تغییر سبک زندگی خود خواهند شد. &lt;br /&gt;2. &lt;strong&gt;افزایش تغییر موقعیت زندگی و نقل مکان: &lt;/strong&gt;افزایش بیکاری، باعث افزایش جابجایی محل زندگی افراد است. در واقع، یکی از بهترین و بدترین تجربه&amp;rlm;ای که افراد ذیربط و بیکار شده در این خصوص کسب می&amp;zwnj;کنند، همین مسأله است. این موضوع ممکن است باعث کاهش قیمت مسکن و در نتیجه زیاندهی بانک&amp;rlm;ها و به نوبه خود، موجب سختگیری بانک در پرداخت تسهیلات یا وام شود.&lt;br /&gt;3. &lt;strong&gt;اثر منفی فزاینده: &lt;/strong&gt;افرادی که شغل خود را از دست داده&amp;rlm;اند، به دلیل کاهش درآمد کمتر هزینه می&amp;zwnj;کنند و این امر باعث کاهش مصرف و در نتیجه کاهش رشد اقتصادی می&amp;zwnj;شود. این مسأله، رشد اقتصادی یک کشور را با مشکل مواجه می&amp;rlm;کند. &lt;br /&gt;4.&lt;strong&gt; افزایش هزینه دولت:&lt;/strong&gt; افزایش بیکاری باعث افزایش پرداخت کمک هزینه&amp;rlm;ها از سوی دولت می&amp;rlm;شود. این در حالی است که دریافت درآمد مالیاتی دولت کاهش می&amp;rlm;یابد. این مسأله دشوار و بغرنج شامل مشاغل مالی که حقوق&amp;rlm;های بالایی دارند نیز می&amp;rlm;شود. تأثیر بیکاری در این زمینه می&amp;rlm;تواند باعث افزایش استفراض بخش دولتی بشود. &lt;br /&gt;5. &lt;strong&gt;انگیزه زدایی: &lt;/strong&gt;شواهد موجود حاکی است که طولانی بودن دوران بیکاری، بازگشت بیکاران به بازار کار را بسیار دشوار می&amp;rlm;سازد. کارگران سالخورده&amp;rlm;ای که بیکار می&amp;rlm;شوند، معمولا برای همیشه با بازار کار خداحافظی کرده و گاهی به استفاده از کمک هزینه&amp;rlm;ها و مزایایی نظیر مستمری&amp;rlm;های از کارافتادگی، پزشکی یا امثال آن متوسل می&amp;rlm;شوند که پوشش کاذبی برای معضل بیکاری است. &lt;br /&gt;6. &lt;strong&gt;بی ثباتی اجتماعی: &lt;/strong&gt;در دهه 1980، افزایش و رشد فاحش بیکاری در انگلیس به بروز ناآرامی و بی ثباتی&amp;rlm;های فراوان اجتماعی در این کشور منجر شد. این بدان معنا است که بروز ناآرامی&amp;rlm;های اجتماعی، معمولا ریشه در عدم تحقق نیازهای افراد دارد و بیکاری معضلی است که امکان دارد اثر مخربی در تشدید اوضاع نامساعد اجتماعی بر جای بگذارد. به هر حال این امکان وجود دارد که طولانی و مزمن شدن معضل بیکاری به بروز ناآرامی&amp;rlm;های اجتماعی بیانجامد. &lt;br /&gt;7. &lt;strong&gt;رفع یا کاهش بیکاری مدت&amp;rlm;ها طول می&amp;rlm;کشد:&lt;/strong&gt; بیکاری یکی از شاخص&amp;rlm;های کند و تدریجی است. حتی زمانی که اقتصاد یک کشور از رکود خارج می&amp;rlm;شود و رونق دوباره پیدا می&amp;rlm;کند، روند فزاینده بیکاری ممکن است کماکان ادامه داشته باشد. این پدیده نوعی "پسماند" محسوب می&amp;rlm;شود. &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align="justify"&gt;منبع : خبرگزاری موج&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;</description>
      <link>http://mradeli.persianblog.ir/post/156</link>
      <author>محمدرضا عادلی</author>
      <comments>http://comments.persianblog.ir/?blogID=12179&amp;postID=2941486</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-12179.post-2941486</guid>
      <pubDate>Fri, 22 May 2009 16:15:39 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>تازه‌ترین ارزیابی از اوضاع بازار جهانی:</title>
      <description>&lt;div id="postbody"&gt;
&lt;p class="Title_Big_News" style="margin-left: 6px; margin-right: 6px;" dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;a href="http://www.eghtesadi.ir/" target="_blank"&gt;&lt;span style="background-color: #99cc33; font-size: medium;"&gt;سایت اقتصادی&lt;/span&gt; &lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class="Title_Big_News" style="margin-left: 6px; margin-right: 6px;" dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #cc0000;"&gt;&lt;a href="javascript:PopupPic('1797/07-01.jpg')"&gt;&lt;img style="width: 542px; height: 356px;" src="http://donya-e-eqtesad.com/News/1797/07-01.jpg" border="1" alt="" hspace="5" width="200" height="114" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class="Title_Big_News" style="margin-left: 6px; margin-right: 6px;" dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #cc0000;"&gt;زمان خرید مسکن رسیده است؟&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;span style="font-family: tahoma; color: #003366; font-size: x-small;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;
&lt;p class="Title_Big_News" style="margin-left: 6px; margin-right: 6px;" dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;span style="font-family: tahoma; color: #003366; font-size: x-small;"&gt;&lt;strong&gt;نشریه آلمانی اشپیگل با تحقیقاتی که درباره قیمت مسکن در چند کشور جهان انجام داده، زمان کنونی را فرصت مناسبی برای خرید مصرفی مسکن ارزیابی کرده است&lt;br /&gt;نتایج این تحقیق میدانی مشخص کرده که قیمت مسکن در بسیاری از کشورها از سال 2007 تا&amp;zwnj;کنون کاهش دورقمی (به طور متوسط بیش از 15&amp;zwnj;درصد) یافته و چون در چنین شرایطی امکان سرمایه&amp;zwnj;گذاری به قصد سودجویی در بازار مسکن تقریبا محال است، لذا اوضاع کاملا به نفع تقاضای مصرفی برای صاحبخانه&amp;zwnj; شدن است.کارشناسان مسکن در انگلیس هشدارهایی نسبت به عواقب توصیه&amp;zwnj;های اشپیگل داده&amp;zwnj;اند. آنها تصریح کرده&amp;zwnj;اند: جلب توجه ناگهانی از سوی مصرف&amp;zwnj;کنندگان به خرید مسکن می&amp;zwnj;تواند شتاب تند کاهش قیمت مسکن را کاهش دهد، اما در مقابل تحلیل&amp;zwnj;گران بازار مسکن می&amp;zwnj;گویند: رکود در این بازار تا سال 2010 ادامه خواهد داشت.&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: #336699;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: #000000;"&gt;&lt;strong&gt;اوضاع جهانی مسکن به روایت &amp;laquo;اشپیگل&amp;raquo;&lt;br /&gt;زمان خرید مسکن رسیده است؟&lt;br /&gt;&amp;nbsp;کاهش 2 رقمی قیمت جهانی مسکن از سال 2007 تاکنون&lt;br /&gt;نشریه آلمانی اشپیگل با تحقیقاتی که درباره قیمت مسکن در چند کشور جهان انجام داده، زمان کنونی را فرصت مناسبی برای خرید مصرفی مسکن ارزیابی کرده است.&lt;br /&gt;نتایج این تحقیق میدانی مشخص کرده قیمت مسکن در بسیاری از کشورها از سال 2007 تا&amp;zwnj;کنون کاهش دورقمی (به طور متوسط بالای 15&amp;zwnj;درصد) یافته و چون در چنین شرایطی امکان سرمایه&amp;zwnj;گذاری به قصد سودجویی در بازار مسکن تقریبا محال است، لذا اوضاع کاملا به نفع تقاضای مصرفی برای صاحبخانه&amp;zwnj; شدن است.&lt;br /&gt;کارشناسان مسکن در انگلیس هشدارهایی به عواقب توصیه&amp;zwnj;های اشپیگل داده&amp;zwnj;اند. آنها تصریح کرده&amp;zwnj;اند: جلب توجه ناگهانی از سوی مصرف&amp;zwnj;کنندگان به خرید مسکن می&amp;zwnj;تواند شتاب تند کاهش قیمت مسکن را کاهش دهد، اما در مقابل تحلیل&amp;zwnj;گران بازار مسکن می&amp;zwnj;گویند: رکود در این بازار تا سال 2010 ادامه خواهد داشت.&lt;br /&gt;اشپیگل در این گزارش به تغییر ذائقه آمریکایی&amp;zwnj;ها در حوزه مسکن نیز اشاره کوتاهی کرده و نوشته است: برخی مردم آمریکا به دلیل قوت نرخ دلار ترجیح می&amp;zwnj;دهند خارج از کشورشان صاحب&amp;zwnj; مسکن شوند تا از آسیب&amp;zwnj;های بحران مسکن آمریکا که طی دوسال اخیر خانه&amp;zwnj;های بیش&amp;zwnj;از دو میلیون نفر را در حراج بانک&amp;zwnj;ها گذاشته، در امان بمانند. &lt;br /&gt;این روزها بازار مسکن در سراسر دنیا دوران عجیبی را می&amp;zwnj;گذراند. قیمت&amp;zwnj;ها به شدت افت کرده و سرمایه&amp;zwnj;گذاران بخش مسکن دچار دردسر بزرگی شده&amp;zwnj;اند، اما این بازار برای مشتریانی که پولی در دست دارند و قصد خرید خانه مثلا برای استفاده شخصی خودشان و نه برای سرمایه&amp;zwnj;گذاری را دارند، وضعیت بسیار خوبی ایجاد کرده&amp;zwnj;است. نشریه آلمانی اشپیگل در گزارشی در این باره نوشته&amp;zwnj;است، &lt;br /&gt;اکنون بهترین فرصت برای خرید مسکن در بازار است. &lt;br /&gt;در شهر مادرید پایتخت اسپانیا، هر جا که می&amp;zwnj;روید تابلوی حراج را بر روی ساختمان&amp;zwnj;های نیمه کاره یا تمام شده می&amp;zwnj;بینید. تعجبی ندارد زیرا رکود جهانی، بازار مسکن و املاک کشور اسپانیا را که تا همین چندی پیش رونق چشمگیری را تجربه می&amp;zwnj;کرد، تحت تاثیر جدی قرار داده&amp;zwnj;است. قیمت مسکن در سراسر کشور اسپانیا از بارسلونا تا جزایر بالریک، در سه ماه نخست سال 2009 بیش از 5/6&amp;zwnj;درصد کاهش یافته&amp;zwnj;است. پیش&amp;zwnj;بینی می&amp;zwnj;شود که تا پایان سال جاری میلادی قیمت&amp;zwnj;ها 35&amp;zwnj;درصد دیگر هم کاهش یابد. &lt;br /&gt;رکود اقتصادی در اسپانیا و چند کشور دنیا باعث شده که بسیاری از خانه&amp;zwnj;داران و صاحبان املاک برای بازپرداخت وام&amp;zwnj;های بانکی خود به دردسر جدی بیافتند، اما این رکود برای مشتریانی که پشتوانه مالی خوبی دارند، فرصتی شده تا وارد قراردادهای پرفایده شوند. این روزها سازندگان مسکن و فروشندگان ملک برای اینکه سرمایه&amp;zwnj;شان بیش از این راکد نماند و دست کم اصل پولشان زودتر برگردد، امتیازات و تخفیف&amp;zwnj;های قابل توجهی برای املاک فروشی پیشنهاد می&amp;zwnj;کنند.&lt;br /&gt;اکنون در تمام نقاط دنیا، از بازارهای پررونق اروپایی مانند مونته&amp;zwnj;نگرو و کرواسی گرفته تا بازارهای راکدی مانند فلوریدا و جنوب غرب آمریکا، زمان بسیار مناسبی برای خرید مسکن است. کاهش دو رقمی قیمت مسکن در بازارهای دنیا از سال 2007 و تقویت دوباره ارزش دلار در برابر ارزهای خارجی موجب شده که آمریکایی&amp;zwnj;ها راحت&amp;zwnj;تر از گذشته در خارج از کشور خانه بخرند. کشورها و اقتصادهای در حال توسعه به ویژه برزیل و هند همچنان دورنمای رشد اقتصادی را پیش رو دارند. در این بازارها قیمت مسکن یک هشتم متوسط قیمت در داخل آمریکا است. چندی پیش موسسه راهنمای املاک که موسسه&amp;zwnj;&amp;zwnj;ای بین&amp;zwnj;المللی برای تحقیق و تخمین درباره وضعیت بازار مسکن در سراسر دنیا است، در گزارشی فهرست گران&amp;zwnj;ترین و ارزان&amp;zwnj;ترین بازارهای ملکی دنیا را منتشر کرد. &lt;br /&gt;در میان 10 شهر آخر این جدول که ارزان&amp;zwnj;ترین املاک مسکونی جهان را دارند، 3 شهر آسیایی دیده می&amp;zwnj;شود که همگی در کشورهای پرجمعیت و به سرعت در حال رشد قرار دارند. این سه شهر بنگلور در هند، چنگ&amp;zwnj;دو در چین و جاکارتا در&amp;zwnj;اندونزی هستند. شهر چنگ&amp;zwnj;دو به تازگی دچار زلزله شده و جاکارتا هم به خاطر بحران مالی اواخر دهه 1990 همچنان آسیب&amp;zwnj;دیده است. 5شهر از آمریکای لاتین فهرست ارزان&amp;zwnj;ترین بازارهای ملکی جهان را کامل می&amp;zwnj;کنند. کانسپسیون و سانتیه&amp;zwnj;گو در شیلی، کیتو در اکوادور، ماناگوا در اکوادور و لیما در پرو. &lt;br /&gt;جلب توجه بعضی مصرف&amp;zwnj;کنندگان و مشتریان به خرید املاک حراج شده با قیمت پایین می&amp;zwnj;تواند تا حدی بازار مسکن را هم از رکود خارج کند. &lt;br /&gt;چارلز وستون بیکر رییس بخش سرمایه&amp;zwnj;گذاری بین&amp;zwnj;المللی در وزارت مسکن انگلیس در این باره به اشپیگل گفته&amp;zwnj;است که در ماه آوریل نسبت به ماه پیش از آن بازار مسکن لندن از نظر حضور مشتریان بین&amp;zwnj;المللی 10&amp;zwnj;درصد رشد داشته&amp;zwnj;است. هر چه سیر نزولی قیمت&amp;zwnj;ها شیب تندتری بگیرد، این استقبال بیشتر می&amp;zwnj;شود، اما هنوز عده زیادی هستند که چون دورنمای روشن و مطمئنی در این بازار نمی&amp;zwnj;بینند، تمایلی به وارد شدن ندارند. بسته&amp;zwnj;های محرک اقتصادی در سراسر جهان وام&amp;zwnj;های مسکن را احیا کرده، اما بانک&amp;zwnj;ها هنوز پیش&amp;zwnj;پرداخت هنگفتی طلب می&amp;zwnj;کنند که این باعث می&amp;zwnj;شود خرید مسکن همچنان گزینه مطلوبی نباشد. تحلیل&amp;zwnj;گران همچنین هشدار می&amp;zwnj;دهند که رکود در بازار مسکن در سال 2010 باز هم بیشتر می&amp;zwnj;شود.&lt;br /&gt;از کجا خرید کنیم؟&lt;br /&gt;ناظران بازار برای محدود کردن ریسک جانبی این شرایط، پیشنهاد می&amp;zwnj;دهند که خریداران به دنبال خرید مسکن در کشورهایی بروند که دورنمای مطلوب بلند مدت اقتصادی دارند مانند ترکیه و هند. آنها همچنین توصیه می&amp;zwnj;کنند که خریداران به دنبال تامین سرمایه از بانک&amp;zwnj;های چند ملیتی باشند. این کار باعث می&amp;zwnj;شود درصورت بحران داخلی در یک کشور و به خطر افتادن بانک&amp;zwnj;های آن، بانک&amp;zwnj;های چندملیتی درامان باشند و در نتیجه وام مسکن آنها سرجای خود باقی بماند. &lt;br /&gt;اما در این شرایط این پرسش مطرح می&amp;zwnj;شود که کدام بازارها در جهان ارزش بررسی و سرمایه&amp;zwnj;گذاری احتمالی دارد؟ تحلیل&amp;zwnj;گران انگلیسی می&amp;zwnj;گویند که بازار مسکن مونته&amp;zwnj;نگرو از این نظر بهترین شرایط را دارد. مونته&amp;zwnj;نگرو در شمال آلبانی و در شرق دریای آدریاتیک واقع است. این کشور ساحلی که روابط تجاری رو به رشدی با اتحادیه اروپا و روسیه دارد، از سال 2001 تاکنون رشد سالانه 28&amp;zwnj;درصدی در بخش توریسم را تجربه کرده و قیمت مسکن در این کشور از سال 2005 سالانه 20&amp;zwnj;درصد رشد داشته&amp;zwnj;است. تا پیش از بحران جهانی اقتصاد&amp;zwnj;، خریداران سالانه 600&amp;zwnj;میلیون دلار وارد بازار مسکن مونته&amp;zwnj;نگرو می&amp;zwnj;کردند.&lt;br /&gt;تحلیل&amp;zwnj;گران بازار مسکن همچنین شرق اروپا را از بازارهای خوب سرمایه&amp;zwnj;گذاری و خرید مسکن می&amp;zwnj;دانند. در غرب اروپا قیمت مسکن در بعضی بازارها تا 50&amp;zwnj;درصد هم کاهش یافته&amp;zwnj;است. &lt;br /&gt;خاورمیانه و آسیا هم در ردیف&amp;zwnj;های بعدی بازارهای مناسب برای سرمایه&amp;zwnj;گذاری در بخش مسکن است، اما این بازارها ریسک بیشتری دارند. در بعضی بازارهای خاورمیانه مانند شهر دبی، قیمت مسکن بیش از 30&amp;zwnj;درصد کاهش یافته و تحلیل&amp;zwnj;گران می&amp;zwnj;گویند که تا پایان سال جاری میلادی قیمت&amp;zwnj; مسکن در دبی تا 70&amp;zwnj;درصد کاهش می&amp;zwnj;یابد. &lt;br /&gt;با این حال نباید فراموش کرد که هرگونه سرمایه&amp;zwnj;گذاری در هر بازاری تا وقتی بحران جهانی اقتصاد ادامه دارد، کار پرخطری است.&lt;/strong&gt; &lt;br /&gt;&lt;a href="javascript:PopupPic('1797/07-01.jpg')"&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;منبع: &lt;/span&gt;&lt;span style="color: #003366;"&gt;دنیای اقتصاد - &lt;/span&gt;&lt;span style="color: #000000;"&gt;نیلوفر قدیری&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;</description>
      <link>http://mradeli.persianblog.ir/post/155</link>
      <author>محمدرضا عادلی</author>
      <comments>http://comments.persianblog.ir/?blogID=12179&amp;postID=2915490</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-12179.post-2915490</guid>
      <pubDate>Fri, 15 May 2009 07:41:53 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>آیا علم اقتصاد دیگری در راه است؟</title>
      <description>&lt;div id="t3"&gt;
&lt;div id="ptitle"&gt;&lt;a href="http://persianblog.ir/post-394.aspx"&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id="postbody"&gt;
&lt;p class="Title_Big_News" style="margin-left: 6px; margin-right: 6px;" dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;span style="font-size: 9pt; color: #003366; font-family: tahoma;"&gt;&lt;a href="http://www.eghtesadi.ir/" target="_blank"&gt;&lt;span style="font-size: medium;"&gt;&lt;span style="color: #ccff00;"&gt;&lt;span style="background-color: #cccccc;"&gt;سایت اقتصادی&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: 9pt; color: #003366; font-family: tahoma;"&gt;&lt;span style="font-size: medium;"&gt;&lt;span style="color: #ccff00;"&gt;&lt;br /&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size: x-small;"&gt;&lt;a href="javascript:PopupPic('1767/28-04.jpg')"&gt;&lt;img style="width: 521px; height: 459px;" src="http://donya-e-eqtesad.com/News/1767/28-04.jpg" border="1" alt="" hspace="5" width="200" height="293" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class="Title_Big_News" style="margin-left: 6px; margin-right: 6px;" dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;span style="font-size: 9pt; color: #003366; font-family: tahoma;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size: x-small;"&gt;بی&amp;zwnj;تردید آخرین رکود نظام سرمایه&amp;zwnj;داری، بر علم اقتصاد و پیروانش تاثیر گذارده است و آرام آرام می&amp;zwnj;رود تا در ژورنال&amp;zwnj;های علمی هم نمود یابد. از آنجا که پروسه چاپ مقاله در ژورنال&amp;zwnj;های تراز اول به طور متوسط سه سال طول می&amp;zwnj;کشد، هنوز زمان باقی است تا آثار این رکود در تئوری&amp;zwnj;های اقتصادی خود را به طور کامل نشان دهد. اما این اثر تا چه حد می&amp;zwnj;تواند باشد؟&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class="Title_Big_News" style="margin-left: 6px; margin-right: 6px;" dir="rtl" align="justify"&gt;
&lt;table style="width: 150px; border-collapse: collapse;" border="0" cellspacing="0" cellpadding="0" align="left" bordercolor="#111111"&gt;
&lt;tbody&gt;
&lt;tr&gt;
&lt;td width="100%"&gt;&amp;nbsp;&lt;/td&gt;
&lt;/tr&gt;
&lt;/tbody&gt;
&lt;/table&gt;
&lt;/p&gt;
&lt;p class="Title_Big_News" style="margin-left: 6px; margin-right: 6px;" dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;span style="color: #000000;"&gt;&lt;strong&gt;نگاه&lt;br /&gt;مقایسه واکنش فیلسوفان و اقتصاددانان لیبرال به تحولات اقتصادی - سیاسی&amp;nbsp; &lt;br /&gt;آیا علم اقتصاد دیگری در راه است؟&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&amp;nbsp; &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;بی&amp;zwnj;تردید آخرین رکود نظام سرمایه&amp;zwnj;داری، بر علم اقتصاد و پیروانش تاثیر گذارده است و آرام آرام می&amp;zwnj;رود تا در ژورنال&amp;zwnj;های علمی هم نمود یابد.&lt;br /&gt;از آنجا که پروسه چاپ مقاله در ژورنال&amp;zwnj;های تراز اول به طور متوسط سه سال طول می&amp;zwnj;کشد، هنوز زمان باقی است تا آثار این رکود در تئوری&amp;zwnj;های اقتصادی خود را به طور کامل نشان دهد. اما این اثر تا چه حد می&amp;zwnj;تواند باشد؟ آنچه تاکنون می&amp;zwnj;توان از اظهارنظرها و پیشنهادها دریافت، آنکه حتی حامیان تند خرید بانک&amp;zwnj;ها و موسسات مالی از سوی دولت یا آنان که بر سیاست&amp;zwnj;های انبساطی مفرط تاکید دارند، آشکارا بر این نکته پافشاری دارند که با رفع رکود فعلی، سیستم باید به بازار تحویل داده شود. هر چند در این بین تفکری نیز وجود دارد که بر نقش نظارتی دولت به خصوص در بازار سرمایه تاکید دارد. &lt;br /&gt;خلاصه این جریانات در همان گزاره&amp;zwnj;ای مشاهده می&amp;zwnj;شود که اجماع اقتصاددانان بر آن بود: &amp;laquo;بازار و سیستم قیمت&amp;zwnj;ها تنهاترین راه برای تخصیص منابع است که با تضمین آزادی&amp;zwnj;های فردی، توسعه اقتصاد را نوید می&amp;zwnj;دهد، اما دولت تنها برای پوششی بر شکست&amp;zwnj;های بازار است&amp;raquo;. بنابراین زمانی که شکست مرتفع شود راهی نمی&amp;zwnj;ماند مگر بازگشت به اصل. این رویکرد نشان می&amp;zwnj;دهد که عملا دید اقتصاددانان لیبرال آنچنان تغییر نکرده است. این گزاره را از این رو می&amp;zwnj;توان بیان داشت که در مقایسه، تاثیر حوادث 11 سپتامبر بر روی ذهنیت لیبرال&amp;zwnj;های غیر&amp;zwnj;اقتصادی چنان نقش موثری را داشت که آنان را به نوعی از اصول فردگرایانه منحرف ساخت. به عبارت دیگر می&amp;zwnj;توان مدعی بود به دلیل بنیان&amp;zwnj;های قوی نظری در لیبرالیسم اقتصادی، حوادث اخیر در نظام اقتصادی نتوانست دگرگونی فکری را در اصول لیبرال&amp;zwnj;های اقتصاددان ایجاد کند، لیک مورد مشابه در صحنه سیاست، پیکره فکری لیبرال&amp;zwnj;های علم و فلسفه سیاسی را دستخوش تحول کرد.&lt;br /&gt;در واقع اگر تا پیش از قرن حاضر، فیلسوفان لیبرال در پی آن بودند تا در مقابل ارزش&amp;zwnj;های &amp;laquo;جامعه&amp;zwnj;گرایانه&amp;raquo; (Communitarian) فردگرایی (Individualism) را به اثبات برسانند و در مقابل آن موج بایستند، لیک گویی خودبه&amp;zwnj;خود توان این استدلال&amp;zwnj;ها پس از حوادث 11 سپتامبر برای خود آنان نیز رنگ باخت. از این زمان بود که این گزاره مستدل نمود که &amp;laquo;حقوق فردی در متن جامعه تعریف می&amp;zwnj;شود&amp;raquo; یا &amp;laquo;آیا بدون جامعه حقی نیز برای فرد قابل تعریف است؟&amp;raquo;. در واقع دفاع از &amp;laquo;جامعه&amp;raquo; آزاد به یکی از وظایف دولت لیبرال تبدیل شد، بدون آنکه این بار کسی پاسخ دهد که این &amp;laquo;جامعه&amp;raquo; چیست یا کیست؟ و بدون آنکه پرسش شود که این دفاع، آیا به معنای نظارت بر حرکت تک&amp;zwnj;تک افراد نیست؟ آیا به معنای مداخله در حیطه فردی و نقض حقوق خصوصی نیست؟ و از همین روست که امروز بسیاری از مدافعان حقوق بشر، اقدامات امنیتی لیبرال&amp;zwnj;ترین کشورها یعنی ایالات متحده و بریتانیا را به چالش کشیده&amp;zwnj;اند. لیکن در هنگام واکنش به اقدامات 11 سپتامبر، می&amp;zwnj;توان گفت فیلسوفان لیبرال همراه محافظه&amp;zwnj;کاران بر حفظ &amp;laquo;جامعه&amp;raquo; تاکید کردند. این گونه بود که لیبرالیسم جدید فیلسوفان، اتم&amp;zwnj;گرایی (Atomism) جامعه را که مرکز ثقل تفکر فردگرایی است، رد کرد و اگرچه کل&amp;zwnj;گرایی (Holism) را نپذیرفت، اما قدمی به جلو گذارد و جامعه را به شکل یک ارگانیسم تعریف کرد. ارگانیسمی که حفاظت از آن نه تنها وظیفه تک&amp;zwnj;تک افراد که دولت نیز هست. اگرچه رویکرد &amp;laquo;ارگانیسم عقلایی&amp;raquo; (Rational Organism) به معنای استقلال فرد و احترام به آن از یک سو و وابستگی فرد و جامعه از سوی دیگر، پیش از حوادث 11 سپتامبر مطرح شده بود، اما پس از این تاریخ بود که استقبال از آن اوج گرفت و این پایان عصر اصل بدیهی فردگرایی از سوی فیلسوفان سیاسی لیبرال بود. &lt;br /&gt;اگر چنین تغییر رویکردی در شاخه فلسفه سیاسی لیبرالیسم رخ داد، اما در شاخه اقتصاد هنوز پایبندی به روش شناسی فردگرایانه وجود دارد. نه تنها آن حوادث امنیتی که می&amp;zwnj;توان گفت رکود فعلی نیز به رغم توصیه&amp;zwnj;های سیاستی برای درمان کوتاه مدت که رنگ و بویی بیشتر از نقش دولت دارد، اما تاثیری بر بدنه لیبرالیسم اقتصادی نگذاشته و هنوز تنها راه از منظر اقتصاددانان، بازار است. اما بیراه نرفته&amp;zwnj;ایم، اگر ادعا کنیم که این صلابت و مقاومت، از آن روست که علم اقتصاد خود به راهروان خویش وجود رکودها را متذکر شده است و در عین حال رفع شدن آن را نیز نوید می&amp;zwnj;دهد. بر همین اساس است که تحول اخیر، امری خارج از ذهن و بیگانه برای اقتصاددانان نبوده است و آنان با وجود دانش به این چرخه&amp;zwnj;های تجاری، معتقد به اقتصاد آزاد بوده&amp;zwnj;اند و بنابراین وقوع این حادثه، انقلابی برای الگوی فکری آنان نیست. این خود نشانی است از پشتوانه فکری علم اقتصاد. اگر با کوچک&amp;zwnj;ترین تغییری در جهان خارج، کل علم زیر و رو شود تا آن تغییر تعبیر شود، باید مشکوک بود به دستاوردهای پیشین آن علم. &lt;br /&gt;آنچه به عنوان تغییر در علم اقتصاد پس از این رکود می&amp;zwnj;توان از آن نام برد، نه دگرگونی در شناخت شناسی و الگوی فکری که تغییری تکنیکی در مدل&amp;zwnj;های اقتصادی است. پرسش این است که وقتی اقتصاددانان می&amp;zwnj;دانستند که بالاخره رکود خواهد رسید، چرا ابزار آنان نتوانست آن را پیش&amp;zwnj;بینی کند؟ و مهم&amp;zwnj;تر از آن، چرا نتوانست عمق آن را پیش از آن که دیر شود، دریابد؟ بنابراین اقتصاددانان بیش از همه در این جهت هستند که می&amp;zwnj;خواهند بر داشته&amp;zwnj;های خود بیفزایند، در حالی که بسیاری ناآشنا از علم می&amp;zwnj;انگارند، اقتصاد لیبرال، اصلا تعریفی از این رکود نداشته و حال باید به جای این علم، علم دیگر و به جای اقتصاد آزاد، سیستم دیگری را تعریف کرد.&lt;br /&gt;به هر رو وقوع رکود اخیر و واکنش علم به آن نشان داد که اولا علم اقتصاد امروز دارای چنان پشتوانه&amp;zwnj;ای است که چنین اتفاق سهمگینی آن را دچار دگرگونی عظیم نساخته است، دوم آنکه راه برون رفت از آن اگرچه مورد اجماع کامل نیست، اما بندهایی را شامل می&amp;zwnj;شود که پیش از این در علم از آن سخن رفته است و این خود نشان می&amp;zwnj;دهد که علم اقتصاد پاسخگوی نیاز امروز هست و سوم آنکه اقتصاددانان می&amp;zwnj;انگارند نیاز آن دارند که تکنیک&amp;zwnj;های خود را تنومندتر کنند تا بتوانند بهتر رکود&amp;zwnj;های آتی را پیش&amp;zwnj;بینی کنند، اما در همین جا نیز متذکر شویم نحله&amp;zwnj;هایی از اقتصاددانان وجود دارند که اصولا می&amp;zwnj;انگارند، اقتصاددان پیشگو نیست و با هر مدلی هر چند پیچیده و پیشرفته، باز هم اتفاقاتی رخ خواهد داد که اقتصاددانان انتظارش را نداشتند. وقتی پیش&amp;zwnj;بینی کنش&amp;zwnj;های تنها یک انسان چنین سخت و مشکل است، چطور می&amp;zwnj;توان مدعی پیش&amp;zwnj;بینی کنش میلیون&amp;zwnj;ها که میلیاردها انسان بود. به هر رو فارغ از این نکته، می&amp;zwnj;توان بزرگ&amp;zwnj;ترین اثر رکود فعلی را بر پیکره علم اقتصاد، یافتن راههایی دانست که به واسطه آن بتوان بهتر آینده اقتصاد را درک کرد و این بی تردید یک انقلاب فکری در علم نیست که اتفاقا همان راهی است که علم تا به حال پیموده است ولی حال نیاز به دستاوردهای تکنیکی پیشرفته&amp;zwnj;تر، بیش از گذشته احساس می&amp;zwnj;شود و علم خواهان سرعت بیشتر در این زمینه است. اما همه این&amp;zwnj;ها به معنای تراوش علم یا سیستم اقتصادی دیگر آنچنان که منتقدان منتظرند، نیست. &lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;منبع: دنیای اقتصاد - &lt;span style="color: #003366;"&gt;پویا جبل&amp;zwnj;عاملی &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;</description>
      <link>http://mradeli.persianblog.ir/post/154</link>
      <author>محمدرضا عادلی</author>
      <comments>http://comments.persianblog.ir/?blogID=12179&amp;postID=2787555</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-12179.post-2787555</guid>
      <pubDate>Thu, 09 Apr 2009 12:58:52 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>ایدئولوژی نولیبرال :</title>
      <description>&lt;div id="pbody"&gt;
&lt;div class="postdesc" dir="rtl"&gt;
&lt;div class="title"&gt;&lt;a href="http://www.eghtesadi.ir/" target="_blank"&gt;&lt;span style="font-size: medium; background-color: #999999;"&gt;سایت اقتصادی&lt;/span&gt; &lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div class="PostBody"&gt;
&lt;div id="postbody"&gt;
&lt;div&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&amp;nbsp;&lt;img style="width: 525px; height: 458px;" src="http://www.blogfa.com/photo/r/rouzegarema.jpg" alt="" width="515" height="214" /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;نولیبرالیسم ایدئولوژی ای تقلیلگراست و با فروکاستن کارایی اجتماعی به بازدهی اقتصادی و در پی آن فروکاستن بازدهی اقتصادی به سودآوری مالی، برخلاف آنچه ادعا می کند در حقیقت نماینده تفکری اقتصادزده و اکونومیستی است.نولیبرالیسم سکه رایج محافل دانشگاهی اقتصادی در دو دهه اخیر در ایران و جهان بوده است. دلایل چیرگی نولیبرالیسم متعدد است. برخی زمینه ها و عوامل قدرت گیری ایدئولوژی نولیبرال در سال های اخیر چنین است: &lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&amp;laquo;افت نسبی رشد اقتصادهای غرب در دهه 1970 و پایان دوره طلایی سرمایه داری بعد از جنگ جهانی دوم، پیروزی های سیاسی مکرر نولیبرال ها (از کودتای شیلی در 1973 تا روی کار آمدن تاچر در انگلستان و ریگان در آمریکا در دهه 1980)، تفوق نولیبرال ها بر صندوق بین المللی پول و بانک جهانی و تجویز برنامه تعدیل ساختاری به کشورهای درحال توسعه، سقوط کشورهای کمونیستی، رشد چشمگیر چین در سه دهه گذشته، الزامات ناشی از جهانی شدن و ادغام جهانی بازارها و در نهایت به قول دیوید هاروی،1 تلاش برای اعاده قدرت طبقاتی نخبگان حاکم بر جامعه و بازپس گیری آنچه مبارزات اجتماعی و پروژه دولت رفاه در سال های پس از جنگ برای مردم و جوامع به ارمغان آورده بود. &lt;br /&gt;نولیبرالیسم که حاصل پیوند لیبرالیسم کلاسیک و اقتصاد نوکلاسیک است، ریشه های نظری اقتصادی خود را در اقتصاد &amp;laquo;ناب&amp;raquo; والراس2 می یابد که نقطه اوج اقتصادزدگی تفکر لیبرالی است. این اقتصاد ناب، افسانه بازار خودتنظیم را جایگزین سرمایه داری کرده است. در حالی که سرمایه داری واقعاً موجود چنان که فرنان برودل3 تحلیل کرده نقطه مقابل و حتی مخالف بازار خیالی است. &lt;br /&gt;برودل با نظریه پردازان چپگرا یا راستگرا که معتقدند سرمایه داری طی مراحل متعددی رشد کرده و ابتدا رقابتی و تابع نیروهای بازار بوده و تنها بعد از قرن بیستم انحصاری شده مخالف است. برودل بر این باور است که در تمامی سده ها از قرن سیزدهم تا بیستم، سرمایه داری همواره با دستکاری عرضه و تقاضا به شیوه های مختلف به روش های غیررقابتی مبادرت کرده است. برودل در مجموع نشان می دهد تفاوت مهمی بین پویایی ناشی از تعامل تولیدکنندگان و تجار کوچک (که هماهنگی خودکار آنها از طریق قیمت ها رخ می دهد) و پویایی بنگاه های بزرگ (یا انحصارها) که در آن قیمت ها به نحو روزافزونی با فرامین اداره می شود و تخصیص خودبه خودی بازار با برنامه ریزی انعطاف ناپذیر سلسله مراتب مدیریتی جایگزین می شود، وجود دارد.4 &lt;br /&gt;در تعریف نولیبرالی اقتصاد، سرمایه داری به چارچوب اقتصاد مبتنی بر بازار کاسته می شود و بر این اساس نظامی خیالی تصور می شود که تحت حاکمیت قوانین اقتصادی (قوانین بازار) قرار دارد. نولیبرالیسم ادعا می کند اگر این قوانین به حال خود رها شود در جهت به وجود آوردن &amp;laquo;تعادل بهینه&amp;raquo; حرکت می کند. اما سرمایه داری واقعاً موجود، بسیار فراتر و پیچیده تر از این الگوهای نظری، آمیزه ای از مناسبات سیاسی، دولت، منطق انباشت سرمایه و آکنده از مبارزات اجتماعی است و این عوامل اند که در مجموع نظام اقتصادی را پدید می آورند. در این میان دو نکته چشم پوشی ناپذیر است: از سویی این عوامل از یکدیگر تفکیک ناپذیرند از سوی دیگر، بازارهای نولیبرالی که از تنظیم دولت رها شده اند در حقیقت در تنظیم انحصارها قرار گرفته اند. &lt;br /&gt;از سوی دیگر نارسایی دیگر نولیبرالیسم مکمل انگاشتن گسترش بازار و گسترش دموکراسی و حاکم ساختن تمام عیار اقتصاد بر سیاست است.5 در حقیقت، شهروندی و آگاهی طبقاتی در &amp;laquo;دموکراسی کم تراکم&amp;raquo; که توصیف سمیر امین6 از دموکراسی نولیبرالی نوع آمریکایی است رنگ می بازد و دموکراتیزاسیون در این نظام روندی روبه جلو نیست که اهمیت بنیادی پیشرفت انسانی را نشان دهد بلکه صورت بندی ثابت قانونی است که برای پشتیبانی از منطق انباشت سرمایه طراحی شده است. دموکراسی آمریکایی الگوی پیشرفته آن چیزی است که سمیر امین آن را &amp;laquo;دموکراسی کم تراکم&amp;raquo; می خواند و براساس تعریف وی دموکراسی ای است که بر جدایی کامل بین مدیریت زندگی سیاسی و مدیریت زندگی اقتصادی مبتنی است. &lt;br /&gt;ایدئولوژی نولیبرالیسم ریشه در فرهنگ سیاسی آمریکایی دارد. سمیر امین می گوید: &amp;laquo;می دانیم فلسفه روشنگری رخدادی قطعی در شکوفایی فرهنگ و اید ئولوژی اروپای مدرن بود. تاثیرات آن در فرانسه کاتولیک، انگلستان پروتستان و نیز در آلمان و حتی روسیه انکارناپذیر است اما در آمریکا تنها تاثیری حاشیه ای داشته است.&amp;raquo;7&lt;br /&gt;اینگونه است که امین می نویسد هنگامی که مردم در پاریس آماده می شدند حمله به عرش اعلا را آغاز کنند (کمون پاریس، 1871) دارودسته های تبهکار در آمریکا (ایرلندی ها، ایتالیایی ها و جز آن) به جان هم افتاده بودند و یکدیگر را سلاخی می کردند.8&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دموکراسی و نولیبرالیسم&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دو رویکرد افراطی در زمینه رابطه دموکراسی و بازار وجود دارد. نگاه نخست که همان نگاه نولیبرال هاست معتقد است چون اقتصاد بازار مستلزم رقابت میان واحدهای اقتصادی و تکثر در مراکز تصمیم گیری است، لاجرم این تکثر اقتصادی زمینه ساز تکثر سیاسی می شود زیرا دولت اقتدارطلب به سبب مداخله در سازوکار بازار برای تخصیص منابع، نظم بازار را مختل می سازد. از این رو با ایجاد و تحکیم نهادهای اقتصاد بازار خودبه خود دموکراسی نیز در جامعه پدید می آید. &lt;br /&gt;نگاه دوم متعلق به دیدگاهی است که دموکراسی را تحت عنوان توزیع قدرت تعریف می کند و بر این اساس استدلال می کند که چون سرمایه داران دارای منابع بسیار بیشتری هستند توان بالاتری نیز برای کنش سیاسی دارند. از این رو کنترل خصوصی اقتصاد به تمرکز بیش از حد قدرت می انجامد و به این ترتیب چاره را باید در دموکراتیک ساختن اقتصاد از طریق حذف مالکیت خصوصی و نیز برنامه ریزی متمرکز یافت. &lt;br /&gt;قبل از هر چیز باید تاکید کرد هر دو این دیدگاه ها به شدت افراطی کاملاً اقتصادزده و اکونومیستی هستند. البته گفتنی است این دیگر مضحکه تاریخ است که استدلال نولیبرال ها در مورد رابطه اقتصاد و سیاست خمیرمایه ای مشابه استدلال های مارکسیست های اکونومیست در مورد شکل بندی های اجتماعی و رابطه زیربنا و روبنا دارد. به هر تقدیر، با چنین چارچوب نظری ای است که نولیبرالیسم پایه های ایدئولوژیک خود را بنا می کند. &lt;br /&gt;با این حال در مقابل این دو نظریه می توان نظریه سومی را طرح کرد که موضوع را پیچیده تر از تناظر یک به یک میان اقتصاد و سیاست و به تبع آن دموکراسی و بازار یا برنامه تلقی می کند. در این نظریه علاوه بر تعامل اقتصاد و سیاست مختصات نظام جهانی، جنبش های اجتماعی، عوامل فرهنگی، تاریخی و احتمالاًت،9 هر یک می تواند نقش تعیین کننده در رقم زدن سرنوشت دموکراسی و دولت های دموکراتیک در جوامع داشته باشند. &lt;br /&gt;البته باید تاکید کرد در این امر تردیدی نیست که اقتصاد بازار ضرورتاً ملازم با دموکراسی نیست. اگر رویکرد استقرایی را در پیش بگیریم تجربه های متعددی وجود دارد که نشان می دهد بسیاری از رژیم های اقتدارطلب اقتصادهای مبتنی بر بازار گاه بسیار پیشرویی را نیز اداره کرده اند. چین نمونه مسلم همزیستی درازمدت اقتصاد بازار و دیکتاتوری است. اقتصاد کشورهای تایوان، کره جنوبی و سنگاپور رشد سریع و تحکیم نهادهای اقتصاد بازار را در دوره هایی طی کرده اند که اقتدارگرایانه ترین اشکال سیاسی را داشتند به همین ترتیب ژاپن و آلمان نیز رشد سریع بازار را در دوره هایی طی کرده اند که در این کشورها خبری از دموکراسی نبود. &lt;br /&gt;در حقیقت در کشورهای یادشده رهبران سیاسی نه با دموکراسی و روش های دموکراتیک که با سرکوب، وادارساختن نیروی کار به انجام کار بیشتر با دستمزد کمتر به منظور تسریع در انباشت سرمایه، راهبردهای حمایتی از سرمایه گذاران داخلی، انواع و اقسام تعرفه ها و مداخلات در اقتصاد بازار مسیر رشد سرمایه داری را هموار کرده اند. از همین روست که برخی اساساً اقتصاد بازار را مستلزم اشکال سیاسی اقتدارگرا دانسته اند. توسعه اقتدارگرایانه بوروکراتیک در شرق آسیا رشد سرمایه داری در آمریکای لاتین در دهه های 1960 و 1970 همزمان با دیکتاتوری های سرکوبگر داخلی و راهبردهای مبتنی بر جایگزینی واردات در اقتصاد نمونه های دیگری از توسعه اقتصاد بازار از طریق نظام های اقتدارگراست یعنی تجربه به قاطعیت نمی تواند ارزیابی دقیقی از چنین فرضیاتی به دست دهد. &lt;br /&gt;از سوی دیگر باید توجه کرد که عنوان &amp;laquo;اقتدارگرا&amp;raquo;10 هم شامل رژیم های سیاسی مانند چین و کره جنوبی سابق و مانند آن می شود و همانند رژیم هایی مانند مارکوس در فیلیپین، رهبران نظامی دولت پیشین برمه، ایدی امین در اوگاندا و... در برخی موارد شاهد رشد نهادهای بازار بودیم و در برخی نیز شاهد دولت های &amp;laquo;خودسر&amp;raquo;ی بوده ایم که به غارت اقتصاد ملی مشغول بوده اند و مجالی حتی برای رشد اقتصاد بازار نیز فراهم نیاوردند. &lt;br /&gt;در مجموع نه &amp;laquo;قیاس&amp;raquo; و نه &amp;laquo;استقرا&amp;raquo; هیچ کدام تاییدی قاطع بر رابطه &amp;laquo;ایجابی&amp;raquo; یا &amp;laquo;سلبی&amp;raquo; دموکراسی و اقتصاد بازار نیست. چنان که دیدیم می توان اقتصاد بازار داشت اما از دموکراسی لیبرالی بهره مند نبود. در عین حال که تجربه کشورهای اسکاندیناوی و دولت رفاه به خوبی نشان می دهد که دولت های دموکراتیک می تواند ملازم اقتصادهایی به نسبت دولتی باشد.&lt;br /&gt;اما نکته مهم برای ما آن است که اکنون شواهد کشورهای سابقاً کمونیستی نشان می دهد در ساختارهای اقتصادی دیوان سالارانه چگونه توسعه اقتصاد بازار بدون دموکراسی یا با حضور کمرنگ نهادهای دموکراتیک، تنها به قدرت یابی اقتصادی نومونکلاتورهای سابق و شکل گیری اقتصاد شبه مافیایی خصوصی انجامیده است. از این رو اگر واقعاً به ارزش های دموکراتیک اعتقاد داشته باشیم نباید تردید کنیم که در شرایط اقتدارگرایی، بدون دموکراسی، آنچه با اجرای سیاست های نولیبرالی (خصوصی سازی و آزادسازی) پدید می آید تنها مناسبات اقتصادی شبه مافیایی است ساختار هایی که در آن رانت جویان نظام دولتی این بار در ظاهر &amp;laquo;کارآفرینان&amp;raquo; خصوصی حاضر می شوند و یک الیگارشی مالی می سازند که سرنوشت اقتصاد را در دست خود گرفته است. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اخلاق و ایدئولوژی نولیبرال&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;چارچوب اخلاقی نولیبرالیسم به شدت متاثر از سنت های محافظه کارانه جوامع غربی است. در لیبرالیسم کلاسیک نیز این آموزه های اخلاقی مشاهده می شد؛ اما در زمان خود نقشی مترقی در فرارفتن از قیدوبندهای دولت های استبدادی وقت و آریستوکراسی موجود داشت. خواه در آثار اسمیت11 مانند &amp;laquo;نظریه احساسات اخلاقی&amp;raquo; و &amp;laquo;ثروت ملل&amp;raquo; و خواه در آثار معاصران فیزیوکرات وی به طور تلویحی و گاه به صراحت شاهد وجود یک گرایش محافظه کارانه متافیزیکی هستیم. &lt;br /&gt;آدام اسمیت وقتی از &amp;laquo;دست نامرئی&amp;raquo; سخن می گفت به صورت تلویحی نماد و نشانه ای متافیزیکی را درنظر داشت همچنان که فرانسوا کنه12 نیز به طور مشخص اشاره می کرد که این &amp;laquo;باری تعالی&amp;raquo; است که خاستگاه اصل هماهنگی اقتصادی است.13 &lt;br /&gt;اما اگر به نولیبرالیسم یعنی لیبرالیسم مبتنی بر اقتصاد نوکلاسیک بازگردیم و نمایندگان آن را در نظر بگیریم، فون هایک14 پدر فکری نسل جدید لیبرال ها تلقی می شود. وی نیز به لحاظ موضع اخلاقی جایگاهی کاملاً محافظه کار و سنتی دارد. موضع محافظه کارانه وی به تفکرات ادموند برک15 فیلسوف انگلیسی قرن هجدهم بازمی گردد که حتی با انقلاب کبیر فرانسه هم مخالفت می کرد. هایک به دینامیسم بازار معتقد بود اما این دینامیسم را تنها در چارچوب قوانین و سنت ها و نهادهایی می دانست که بخش عمده آنها تغییر نمی کنند: &amp;laquo;قواعد حتماً ثابت یا غیرمتغیر نیستند، اما آنها بخشی از میراثی فرهنگی است که کم وبیش ثابت است.&amp;raquo;16 &lt;br /&gt;به عبارت دیگر آنجا که تغییر و پویایی ناگزیر است (بازار) نیز این تغییرات در یک بستر نسبتاً ایستای فرهنگی رخ می دهد.هایک به عنوان اقتصاددان معتقد بود که در نظام بازار قیمت ها را نیروهایی غیرشخصی چنان تعیین می کنند که هوشمندترین افراد و قدرتمندترین رایانه ها نیز قادر به آن نیستند و هایک به عنوان یک فیلسوف اجتماعی، بر این اعتقاد بود که شبکه پیچیده فرهنگ، سنت ها و نهادها از چنان دانش فرهنگی برخوردارند که هیچ استادی از آن برخوردار نیست. وی برهم خوردن این نظم ناشی از سنت ها و نهادهای دیرپای فرهنگی را زمینه ساز بازگشت به بربریت می دانست.17 &lt;br /&gt;به این ترتیب در عرصه اقتصاد هایک جایگاهی &amp;laquo;قدسی&amp;raquo; برای نظام قیمت ها قائل بود و در عرصه اجتماع نیز این جایگاه را به سنت ها و نهادهای دیرپای فرهنگی می داد. چنین است که هایک بینش های محافظه کارانه را با دلبستگی های لیبرالی کلاسیک درهم می آمیزد. &lt;br /&gt;برای آنکه به اخلاقیات نولیبرالی اشاره دیگری هم داشته باشیم بد نیست بدانیم بوکانان18 نیز در یکی از آثار اخیر خود برای توجیه مالکیت خصوصی به بخشنامه مذهبی که در سایه حمایت پاپ لئوی سیزدهم در 1893 منتشر شد19 اشاره می کند تا به این ترتیب پشتوانه ای ماورای طبیعی نیز برای استدلال هایش قائل شود. وی می گوید کوشش سوسیالیست ها برای نابودکردن مالکیت خصوصی روشی برای تبلیغ حسادت فقرا نسبت به ثروتمندان و انکار آزادی و منافع اقتصادی مزدبگیران در بهبود شرایط زندگی شان است. وی نظر لئوی سیزدهم را مورد استناد قرار می دهد: &amp;laquo;و این گفتار که خداوند زمین را برای استفاده و برخورداری نوع بشر ارزانی کرده انکار آن نیست که باید مالکیت خصوصی وجود داشته باشد.&amp;raquo;20&lt;br /&gt;براساس نظر لیبرال ها، شرط بنیادی آزادی وجود دامنه محفوظ از حقوق فردی برای آزادی شامل مجموعه ای از حقوق مالکیت است که با قانون اساسی تامین شده و توان قهر دولت از آن حمایت می کند. در این روش سازوکارهای الزام آور تنها لوایح قانونی نیست بلکه قوانین مالی و پولی برای ممانعت از بدون پشتوانه شدن پول و تامین مالی دولت حداقل است. &lt;br /&gt;اما نولیبرال هایی مانند هایک و همچنین بوکانان حتی از این هم فراتر می روند زیرا محدودیت های قانونی که از آن پشتیبانی می کنند به عنوان عامل اثباتی تولید کارا در نظام افراد خودمحور در سرمایه داری در حال رشد می دانند. در این چارچوب عدالت نزد لیبرال ها چارچوبی است که ارزش ها، هدف ها و در حقیقت نیروهای اجتماعی رقیب را تنظیم می کند. بنابراین نظریه های عدالت (و برابری) که مبتنی بر مفاهیم خاصی از نیات یا اهداف انسان هستند، مانند آنچه در نوشته های ارسطو (جامعه خوب)، فایده گرایان (بیشترین شادی برای بیشترین افراد) یا سوسیالیست ها (عدالت اجتماعی) است با مخالفت نولیبرال ها مواجه می شود. در آثار مختلفی نشان داده شده است که این چشم انداز بر موضع کانت مبتنی است، یعنی مبنای حق مقدم بر جهان تجربی و خارج از سرشت انسان واقعی، تصور می شود.21&lt;br /&gt;نولیبرال ها با مفاهیم &amp;laquo;عدالت اجتماعی&amp;raquo; در معنای تعهدات ایجابی به توزیع مجدد اجتماعی برای جبران گرایش ذاتی در جهت نابرابری ثروت و شرایط تحت انضباط مبتنی بر بازار، مخالفت می کنند. از سوی دیگر آن چیزی که هایک، جامعه نودموکراتیک (حاکمیت قانون) می خواند از بسیاری جهات می تواند محدودکننده دموکراسی باشد. بنابراین آنچه نولیبرال ها قاطعانه از آن حمایت می کنند آزادی اقتصادی و حقوق مالکیت است. &lt;br /&gt;از همین روست که موضع نولیبرال ها مخالف موضع روشنفکرانی مانند هابرماس است. برای هابرماس،22 هنجارهای قانونی سیاست آنهایی است که از پذیرش بین الاذهانی23 برخوردارند زیرا منفعتی عمومی را دربردارند که در گفتمان سیاسی می توان برای همه به نحو یکسانی خوب باشد. &lt;br /&gt;در عین حال برای اقتصاددان نولیبرال دموکراسی یک ارزش پیشینی نیست. عدالت نیز تعریفی بسیار محدود در قالب حقوق مالکیت و آزادی تجارت دارد. هایک در کتاب قانون آزادی استدلال می کند که اختیارات هر اکثریت آنی ای باید با اصول بلندمدتی محدود شود که قانونی که محدود کننده اختیارات دولت است بر آن حاکم است. چنین است که برای هایک دموکراسی تنها زمانی قابل قبول است که با دولتی کاملاً محدود و در چارچوب قوانینی با ماهیت بلندمدت همراه باشد. &lt;br /&gt;نزد هایک شرط اصلی آزادی حفظ دامنه خصوصی عمل است. به نوبه خود این مستلزم نهاد مالکیت خصوصی و نیز آزادی قراردادها و آزادی انتخاب کار است: &amp;laquo;یک فرد تا جایی که واقعاً از مالکیت در چارچوبی مورد حمایت قانون برخوردار است چنین فردی مستقل از کنترل افراد دیگر جداگانه یا به طور جمعی است.&amp;raquo;24&lt;br /&gt;درک ایدئولوژی نولیبرال از آزادی عموماً سلبی است. معنای آن آزادی از اراده خودسرانه دیگران و آزادی از مداخله دولت خودسر در فعالیت های خصوصی افراد است. در حالی که برای بسیاری دیگر، عدالت اجتماعی نه احترام به حقوق مالکیت که تلاش در جهت بازتوزیع ثروت و ایجاد فرصت های برابر برای شهروندان است. صرف نظر از آنکه به نظر می رسد در فرهنگ لیبرالی، دموکراسی یک مفهوم سیاسی پیشینی نیست و تنها در چارچوب قوانین &amp;laquo;طبیعی&amp;raquo; و دور از تعرض نولیبرالی و در قالب یک دموکراسی محدود &amp;laquo;نمایندگی&amp;raquo; قابل تحقق است. سخن کوتاه به نظر می رسد نقطه آغاز حرکت های پیشرو اجتماعی، آگاهانه یا ناخودآگاه، دموکراسی و عدالت است. تلقی بخش عمده روشنفکران از عدالت مجموعه ای از تعهدات ایجابی برای مقابله با گرایش های موجود در جوامع در جهت نابرابری ثروت، نابرابری فرصت و شرایطی است که نظم مبتنی بر بازار پدید آورده است. در حالی که برای نولیبرال ها عدالت تعریفی بسیار محدود و در حقیقت تحریف شده دارد که صرفاً دربردارنده حقوق مالکیت و آزادی تجارت است. &lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;(مقاله بالا بخشی از مقدمه کتاب در دست انتشار &amp;laquo;ایدئولوژی نولیبرال&amp;raquo; است.)&lt;br /&gt;منبع:سایت تحلیلی البرز- سرمایه - پرویز صداقت، محمد مالجو&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;</description>
      <link>http://mradeli.persianblog.ir/post/153</link>
      <author>محمدرضا عادلی</author>
      <comments>http://comments.persianblog.ir/?blogID=12179&amp;postID=2404591</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-12179.post-2404591</guid>
      <pubDate>Wed, 24 Dec 2008 13:39:26 GMT</pubDate>
    </item>
  </channel>
</rss>
