علل عقب ماندگی کشورها:
ساعت ٧:٤٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۳/۱۸  

سایت اقتصادی

 

برخی از اقتصاددانان ازقبیل کمبود منابع طبیعی ، تشکیل نشدن سرمایه ونبودن پس انداز به حد کافی ونظایران را از علل عقب ماندگی کشورها برمی شمارند بدون شک وفورمنابع طبیعی ودردسترس بودن منابع سرمایه درتوسعه اقتصادی موثر می باشند. اما نکته قابل توجه این است که کشورهای آفریقائی ، آمریکای جنوبی ، آمریکای لاتین وآسیا ازنظر منابع طبیعی وذخایرمعدنی ثروتمندند . مثلا" ذخایر عظیم نفت وگاز خاورمیانه یا منابع عظیم مس ، روی و سرب درآمریکای لاتین وآمریکای جنوبی وذخایر قابل توجه نقره ، طلا ، ونیروی هیدرولیک درآفریقا را می توان نام برد.حدود یک سوم منابع آهن ومس جهان ، یک دهم منابع نفت جهان ، روی ، سرب ، قلع ، یک ششم منابع نیکل ومنگنز ودوپنجم منابع بوکیست جهان درآمریکای جنوبی است ویا ذخایر عظیم نفت وگاز در خاورمیانه وراه آهن هندوستان ونیروی بالقوه هیدرولیک درآفریقا(که 40 تا50 درصد نیروی بالقوه و آب جهان را دربرمی گیرد) قرار دارد.البته برخی ازاین کشورها درآب وهوای گرم استوائی ، سردقطبی ، دورازدسترس به دریا یا برعکس جزیره هائی دورافتاده بوده ویا دارای صحرای خشک ولم یزرع و مناطق کوهستانی صعب العبور هستند که درپیشرفت اقتصادی آنان اثرمنفی داشته است . برخی از اندیشمندان رشد بی رویه جمعیت ، محدودیت نیروی انسانی ماهر وکمبود امکانات مالی وسرمایه را از علل عقب ماندگی کشورهای درحال توسعه برشمرده اند.البته آنچه مهم است به آن توجه کرد تقسیم جهان معاصر به کشورهای صنعتی وتوسعه نیافته حاصل هوس طبیعت ، توزیع نابرابر منابع طبیعی وتراکم جمعیت بالا نبوده وازسوی دیگر پاره ای ازعوامل محدود کننده فوق مانند کمبودسرمایه ، کمبود نیروی انسانی متخصص وماهر بیشتر آثار وعلائم توسعه نیافتگی اند.

امروزه ثابت شده است که درپیشرفت علم وتکنولوژی اگر نگوئیم بیشتر اما به همان اندازه منابع طبیعی درتوسعه اهمیت دارند زیرا تکنولوژی پیشرفته می تواند خودبه تنهائی ایجاد مزیت نسبی برای کشورها کند به طورمثال ژاپن، کره ، سنگاپور که فاقد منابع طبیعی کافی می باشند توانسته اند ازنظرصنعتی به دستاوردهای مهمی نائل شوند درحالی که کشورهائی مانند آرژانتین وایران با وجود منابع غنی وسرشارطبیعی کشورهائی درحال توسعه اند . ازاین رو تقسیم جهان معاصر به کشورهای توسعه یافته ، درحال توسعه وعقب مانده یا هرعنوان دیگری که به کاربریم حاصل هوس طبیعت نبوده است.

برگرفته از:  توسعه اقتصادی وبرنامه ریزی

نوشته دکتر شهنام طاهری



 
علل نابرابری توزیع درآمدها:
ساعت ٥:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۳/۱٥  

 

سایت اقتصادی

تا چندی قبل اقتصاددانان توسعه به جای توجه به مسئله توزیع درآمد ورفع نابرابریها ی شدید درآمدی میان آحاد جامعه برایجاد رشد اقتصادی وتسریع آن به ویژه درکشورهای فقیر تاکید داشتند. حتی نابرابری زیاد درآمدها لازمه رشد وکارآیی اقتصادی شمرده می شد ، زیرا چنین استدلال می گردید که ثروتمندان نسبت به فقرا درصد قابل توجهی از درآمدهایشان را پس انداز می نمایندوانباشت پس اندازها است که می تواند به نوبه خود سرمایه گذاری ورشد اقتصادی را امکان پذیر سازد .همچنین کوزنتز ، اقتصاددانان شهیر معاصر که تحلیل هائی راجع به الگوی رشد تاریخی کشورهای توسعه یافته معاصر انجام داده است ، اظهار داشته است که اگرچه درجریان رشد اقتصادی درمرحله ای ابتدا نابرابری درآمدها میان گروههای درآمدی جامعه افزایش پیدا می کند اما پس ازمدتی ثمرات ناشی از رشد اقتصادی نصیب گروههای فقیر وکم درآمد شده وبالمآل توزیع درآمدها درجامعه بهبود می یابد.

این طرز فکر موجب شد مدتها به مسئله توزیع درآمد توجه کافی نشود بطوریکه غالب تحقیقات اقتصادی درگذشته پیرامون مسائلی نظیر رشد اقتصادی ، اشتغال ، کارآئی اقتصادی وترازپرداختها بوده است وپیشرفت در زمینه نظریه های مربوط به توزیع درآمد وتجزیه وتحلیل مسائل مربوط به آن به میزان قابل توجهی ضعیف تر از توسعه نظریات دیگر درسایر زمینه های اقتصادی گردد.

اما با توجه به بیش از یک دهه رشد اقتصادی نسبتا" سریع اقتصادی درکشورهای درحال توسعه مشاهده شد که ثمرات رشد اقتصادی ، به دلیل نهادها وساختارهای اجتماعی ، سیاسی واقتصادی خاصی که حاکم درآن کشورها می باشد ، اساسا" یا منفعتی برای یک سوم جمعیت کشورها نداشته یا مقدارآن بسیار ناچیز بوده است.

برخلاف نظریه فوق که نابرابری شدید درآمدها را لازمه رشد اقتصادی میداد،گروه دیگری از اقتصاددانان دررد آن ، دلایل زیر را به این شرح اظهار می دارند:

قسمت قابل توجهی از درآمد ثروتمندان درکشورهای درحال توسعه (که غالبا" ازملاکین بزرگ ، سوداگران وتجارعمده ، سرمایه داران وابسته ، گروههای ممتازحاکم و وابستگان به نظام سیاسی می باشند) بجای سرمایه گذاری درفعالیتهای تولیدی صرف خرید کالاهای مصرفی تجملی وارداتی، ساختن خانه های مجلل وگران قیمت ، مسافرتهای خارج ازکشور، خرید طلا ، جواهرات واشیاء زینتی وعتیقه ویا خرید ویلا وافتتاح حساب بانکی درخارج ازکشور می گردد که اینگونه مخارج مانع سرمایه گذاری درفعالیتهای تولیدی ودرنتیجه عدم پیشرفت و توسعه اقتصادی اجتماعی درکشورهای فوق الذکر می گردد. علاوه برآن نابرابری شدید درآمدها موجب می شود ثروتمندان که درصد کوچکی از کل جمعیت را تشکیل می دهند بعلت قدرت خرید بالای خود بربازار حاکمیت پیدا کنندوچون تقاضایشان برای کالاهای مصرفی تجملی وگران قیمت بیشتر است بنابراین الگوی تولید درداخل وواردات را مطابق ارجحیت های مصرفی خود نه منفعت جامعه درآورند حتی درشرایطی که ممکن است میلیونها نفر ازافراد جامعه درفقر مطلق بسربرند. ازآنجا که تولید این قبیل کالاها معمولا" محتاج روشهای تولیدی سرمایه بر درمقایسه با کالاهای ضروری ، که نسبتا" روشهای کار بری را می طلبد، می باشدلذا منجر به اشتغال کمتر وافزایش سود درمقایسه با سهم نیروی کار درتولید ( ازجمله سود شرکتهای خارجی سازنده وصادرکننده این کالاها) شده درنتیجه اختلااف درآمدی میان ثروتمندان وفقرا را از پیش بیشتر می کند. برعکس بهبود درتوزیع درآمدها ، که با افزایش سهم نسبی درآمدگروهای فقیر وکم درآمد جامعه صورت می پذیرد ، تقاضای کل را برای کالاهای ضروری نظیرپوشاک ، مسکن، محصولات غذائی ونظایرآن که امکان تولید آنها درداخل کشور وجود دارد بجای تولید و ورود کالاهای مصرفی تجملی گران قیمت، افزایش داده وموجبات رشد اقتصادی را درداخل کشور فراهم می سازد . علاوه بردلایل فوق بهبود در توزیع درآمدها موجب بالارفتن سطح زندگی اقشار وسیعی از توده های مردم ازطریق بهبود دراموربهداشت ، تغذیه وسواد آنان می شود که درنتیجه باعث افزایش بهره وری آنان درتولید وتقویت انگیزه مادر وروانی آنها به مشارکت دراجرای برنامه های توسعه اقتصادی اجتماعی جامعه می گرددزیرا هرگاه قدرت اقتصادی سیاسی دردست گروه معدودی باشد و مردم درامور مشارکت نداشته باشند برنامه توسعه اقتصادی اجتماعی غالبا" موفق نمی باشد. همچنین مطالعات جامعه شناسان وروانشناسان نشان می دهد که ریشه بسیاری از بیماریها وناهنجاریها ی اجتماعی نظیر جنایات، سرقتها ، ازهم پاشیدگی خانواده ها ، ناهنجاریهای روانی ، بی ثباتی ها و ناآرامی های سیاسی واجتماعی معلول تبعیض واختلافات شدید درآمدی میان اقشار جامعه می باشد. اینگونه مشاهدات موجب شد که درسالهای اخیر رشد قابل توجهی درادبیات مربوط به توزیع درآمد وفقر بوجود آید واندیشمندان رشته های گوناگون علوم اجتماعی وانسانی نظیر اقتصاددانان ، جامعه شناسان ، انسانشناسان ، کارشناسان علوم تغذیه به بررسی مسئله فقر ونابرابری درآمدها به پردازند.

امروزه بهبود درتوزیع درآمدها ومبارزه بافقر وکاهش نابرابری جزء اهداف عمده استراتژی توسعه اقتصادی واجتماعی حتی از وظایف مهم دولتها محسوب می شود.برخی از اقتصاد دانان برای نشان دادن اهمیت مسئله توزیع درآمد، نابرابری درآمدها ووضعیت توزیع درآمد درهرجامعه را یکی ازملاکهای ارزیابی هرنظام اقتصادی تشخیص داده اند با وجود اینکه اینگونه ملاکها ومعیارها سنجش برای هر نظام اقتصادی جنبه نظری دارد واز دیدگاه افراد گوناگون می تواند تغییر نمایداما بهرحال نشان می دهد موضوع چگونگی توزیع درآمد میان اشخاص جامعه از اهمیت قابل توجهی برخوردار شده است.

برگرفته از: توسعه اقتصادی وبرنامه ریزی

نوشته دکترشهنام طاهری



 
نرخ بالای بیکاری یکی از ویژگیهای کشورهای درحال توسعه:
ساعت ۱٢:۳۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۳/۱٤  

سایت اقتصادی

 

 

یکی از ویژگیهای کشورهای درحال توسعه نرخ بالای بیکاری وکم کاری است. دلیل عمده نرخ بالای بیکاری دراین جوامع ، عدم استفاده کامل و صحیح از عوامل تولید بویژه نیروی کار است. این کشورها علیرغم دستیابی به منابع نیروی انسانی غنی وارزان متاسفانه قادر به بهره برداری مناسب ازاین منابع نمی باشند. همواره خیل عظیمی ازنیروی کار دراین کشورها بیکار می مانند ویا در شغلهای کاذب وغیر مولد به هدر می روند. به عبارتی دیگر دراین کشورها نرخ بیکاری آشکار ونرخ بیکاری پنهان وکم کاری در سطح بالا وجود دارد. منظور از نرخ بیکاری آشکار ، درصدی ازجمعیت فعال است که دارای شغلی نیستند ومنظور ازنرخ بیکاری درصدی ازجمعیت شاغل است که بدون تغییر درتکنیک وسطح محصول می توان آنهارا از جریان تولید خارج کرد ، یعنی تولید نهائی آنان صفر است.

ازجمله عواملی که باعث افزایش بیکاری درکشورهای درحال توسعه به شمار می رود ، پدیده شهرنشینی است . برخی از افرادی که به امید پیداکردن کارمناسبتر ازمناطق روستائی به شهرهای بزرگ مهاجرت می کنند ، بدلیل محدودیت جذب نیروی کار درصنایع شهری موفق نمی شوند وبه خیل بیکاران آشکار می پیوندند. درواقع درکشورهای درحال توسعه  عدم هماهنگی بخش صنعت با نیازهای جامعه وایجاد اشتغال لازم برای جذب نیروی کار ازعوامل اساسی درافزایش نرخ بیکاری است . البته باید به این نکته توجه داشت که نرخ بالای رشد جمعیت نیز به این مسئله دامن می زند وباعث تشدید نرخ بیکاری می شود.

برگرفته از : توسعه اقتصادی وبرنامه ریزی

نوشته یگانه موسوی جهرمی



 
 
 
javahermarket

مترجم سایت