خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران سرويس: نگاهي به وبلاگها
در گذشته ديرين براي تداوم حيات، نياز هر فرد با تلاش فردي (شكار- توليد و ...) تامين ميشد، ولي با گذشت زمان هرگز به توليد شخصي قانع نبود و اگر در آن روز بشر نميتوانست با زور هرچه ميخواهد به چنگ آورد، ناگزير حاضر ميشد از راه معاوضه جنس با جنس (معاوضه مستقيم كالا با كالا) نيازهاي عادي زندگي را فراهم كرده و از اين راه امرار معاش كند. به گزارش سرويس نگاهي به وبلاگهاي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، نويسنده وبلاگ "روي خط اقتصاد" به نشاني http://royekhateeghtesad.blogfa.com در ادامه نوشته است: در داد و ستدهاي اوليه (قرنها پيش از ميلاد) معاوضه دو كالا با هم بدون تعيين ارزش و معياري براي سنجش انجام ميپذيرفت، تا آن كه راه (مبادله غيرمستقيم كالا با كالا) را در پيش گرفت و همين انتخاب موجب پيدايش "پول" شد. در جوامع نخستين، تحصيل انواع كالاهاي توليد شده جهت مصرف صرفا از طريق تعويض و مبادله دو كالا امكانپذير بود و اين مبادله مشكلات بسياري به همراه داشت از جمله: امكان تعيين ارزش كالا براساس قبول واحد معيني كه مورد تاييد طرفين معامله باشد نبود و همچنين يافتن طرفين مبادله دو كالا (گوسفند و گندم) كه هر دو نياز به كالاهاي عرضه شده طرف ديگر داشته و آماده مبادله باشند چندان آسان نبود. بشر در ابتدا براي حل چنين مشكلاتي اشيا و يا كالاهايي را به عنوان واسطه مبادلات به جهت سهولت داد و ستد انتخاب كرد و انتخاب آن بستگي به نوع و فراواني آن شيء يا كالاي واسطه در آن محدوده يا شهر داشت، مثل صدف در سواحل دريا و گوسفند و گاو در نواحي كوهستاني و معتدل. در همان زمان هم براي حفظ مقدار عددي مبادلات يا نتيجه معاملات از ريسمانهاي گرهدار يا چوبخط بهره ميجستند. گرچه با انتخاب كالاهاي واسطه دو اشكال اساسي فوق ظاهرا حل شده بود، اما گاهي كالاي واسطه نيز به علت غيرقابل تقسيم بودن مانع انجام معاملات كوچك ميشويد و يا به علت حجم زياد و ارزش كم نقش اساسي را كه ذخيره كالاي واسطه تا زمان احتياج به معامله باشد غيرممكن ميساخت و در بعضي مواقع نگهداري كالاي واسطه به علت فسادپذيري امكان نداشت. تنوع توليد و لزوم رفع نياز بشر از توليدات مختلف در سير گسترش اقتصاد كشورها موجب پيدايش دو كالاي اقتصادي با ثبات ارزش نسبي كه مورد قبول عامه باشد،شد و اين دو كالاي فلزي طلا و نقره بود. پس از آن كه فلزات قيمتي (طلا و نقره) كشف شد و مزايا و وجوه تمايز آنها نسبت به كالاهاي ديگر به ويژه فلزاتي مثل آهن و مس و مفرغ شناخته شد، جايگزين وسايل مبادلاتي قبلي كه فاقد خصوصيات فيزيكي طلا و نقره (وفور توليد بودند) شدند و به عنوان "پول" مورد استفاده قرار گرفتند. با گذشت زمان مسؤولان امور در جوامع مختلف براي رونق داد و ستد و توسعه تجارت نسبت به ضرب سكههاي طلا و نقره اقدام نمودند. براي انجام اين كار، شمشهاي طلا و نفره را به سكههاي كوچك و متنوع تبديل و سپس آنها را به مهر خود ممهور و در قلمرو جغرافيايي خويش رايج ساختند. اولين سكهاي كه در ايران رواج يافت، در زمان داريوش اول (٥١٦ ق.م) ضرب شد و نام آن دريك بود. هرودوت در مورد ضرب سكه دريك ميگويد: "او شاهي بود كه از خود يادبودي گذارد كه هرگز هيچ شاهي از خود باقي نگذاشته بود." و سكه ديگري كه رواج داشت "شكل" بود كه وزن ٥/٦ گرم نقره. همزمان با نقشي كه پول فلزي در بازارهاي مختلف مبادلات و معاملات پيدا كرد كار داد و ستد و تجارت را توسعه بخشيد و موجب گسترش حرفه صرافي شد. صاحبان اين حرف واسطه عمليات پولي بين تجار در داخل و خارج از كشور بودند كه عملكردشان مقدمه نشر پول كاغذي و تشكيل بانكهاي امروزي شد. نشر پول كاغذي در دوران پيشين به صور مختلف وجود داشته كه در زمانها و مكانهاي گوناگون داراي نقش و وظايف محدود و خاصي بوده است. مثلا در روم قبل از ميلاد، صرافها اسناد كاغذي (دست نوشتههايي) در اختيار مشتريان خود ميگذاردند يا به اشخاصي كه مسكوكات (فلزات قيمتي) خود را پيش آنها به امانت ميگذاشتند، سندي به عنوان "قبض رسيد" ميدادند. اين اسناد كه به همين عنوان "قبض رسيد" معروف بودند، به اعتبار صراف صادركننده در بازار دست به دست ميگشتند و عملا وظايف پول مسكوك و رايج آن زمان را انجام ميدادند. اين رويه پايهگذار سيستم پول كاغذي به اسكناس شد كه از بدو انتشار رابطه ثابتي بين ارزش اسكناس معاملاتي با طلا و نقره برقرار ساخت و قانونمند گرديد و از قرن نوزدهم، در چارچوب مقررات و قوانين پولي و بانكي هر كشور و تحت عنوان پول قانوني، رايج و در اقتصاد و سرمايهداري متداول و مطرح شد. شايد اختراع پول يكي از كشفيات شگرف و بينظيري باشد كه بشر توانست مشكلات موجود در مبادله كالاها و خدمات را به كلي برطرف سازد. انتهاي پيام كد خبر: 8605-15103 |